و از خزاين جندراى از زر و سيم و جواهر نفيس و يواقيت ثمين سه هزار بار هزار دينار حاصل شد ، و كثرت برده بجايى رسيد كه از دو درم تا غايت ده درم قيمت هر يك زيادت نشد . و اين موقف طراز ديگر مواقف و مغازى سلطان شد و بشارت [ 1 ] آن از حدود مشرق تا اقصاى مغرب برسيد .
ذكر مسجد [ 2 ] غزنه
چون سلطان از ديار هند مظفّر و منصور با اموال موفور و نفايس نا محصور باز گشت ، چندان برده بياورد كه نزديك بود كه مسارب [ 3 ] و مشارع غزنه بر ايشان تنگ آيد و مآكل و مطاعم آن نواحى بديشان وفا نكند ، و از اقاصى اقطار اصناف تجّار [ 4 ] روى به غزنه آوردند و چندان برده به اطراف خراسان و ما وراء النّهر و عراق بردند كه عدد ايشان بر عدد حراير [ 5 ] و احرار زيادت شد و مردم سپيد چهره در ميان ايشان گم گشت . سلطان را رغبت افتاد كه انفال آن اغفال در وجه برّى واقى [ 6 ] و حسنهاى باقى صرف كند ، و بوقت نهضت فرموده بود تا از بهر مسجد جامع به غزنه عرصهاى اختيار كنند ، چه جامع قديم بر وفق روزگار سابق و قدر خفّت مردم بنياد كرده بودند ، بوقتى كه غزنه از زمعات بلاد بود و از شهرهاى معمور و ديار مشهور دور دست افتاد ، و چون سلطان ازين غزو بازگشت تقطيع و توسيع [ 7 ] مسجد تعيين رفته بود و تأسيس و تربيع آن تمام گشته و ديوارهاى آن ممهّد شده ، بفرمود تا در وجه اتمام آن مال فراوان بريختند و استادان حاذق و عملهء چابك ترتيب دادند و از ثقات حضرت قهرمانى كافى و معمارى جلد
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : و بشاير
[ 2 ] - شع ، صو : + جامع
[ 3 ] - اس ، چت : مشارب .
متن از شع
[ 4 ] - اس : از اقاصى اطراف تجار . متن از شع و صو
[ 5 ] - اس : جراير .
متن از نسخ ديگر
[ 6 ] - شع ، صو : وافى
[ 7 ] - شع ، صو : + عرصه .