تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
متأكّد شد و خلوص ولاء از شبهت ريا بيرون آمد ، ابو سعيد شولكى [ 1 ] رئيس جرجان را كه يگانهء روزگار و مقدّم اهل فضل بود و بحشمت نسب و رتبت حسب متحلّى ، به حضرت سلطان فرستاد تا معاقد مصادقت بمراير مواصلت مستحكم گرداند ، و از كرايم حجرهء سلطنت بخطبهء كريمه‌اى قيام نمايد ، و او در خفارت فضل و فضايل و حمايت مآثر و محامد خويش بدين مهمّ رفت ، و در تحصيل آن مراد و تيسير آن مرتاد ابواب كفايت تقديم داشت ، تا سلطان بإسعاف سؤل و إنجاح مأمول او سمح - العنان شد ، و حقّ كفاءت فلك المعالى بايجاب پيوست . و چون آن بزرگ با حضرت منوچهر رسيد و آنچه از اكرام و انعام حضرت سلطنت يافته بود باز راند ، و اهتزاز سلطان در اجابت دعوت و إنجاز طلبت باز گفت ، فلك المعالى او را ديگر بار با حضرت فرستاد و قاضى جرجان كه شيخ علم و ارومهء حديث [ 2 ] بود و علامهء روزگار و تجربت يافتهء ايام ، مرافق او [ 3 ] گردانيد تا باتمام مهمّ و تأريب عقدهء مناكحت و توشيج لحمهء مواصلت قيام نمايند . هر دو به حضرت رسيدند و مراسم خدمت بجاى آورند و بتنجيز [ 4 ] وعد و تأكيد عقد مناكحت [ 5 ] مطالبت كردند . سلطان شيطان غيرت را بعقال حكم شريعت ببست و كريمه‌اى كه جگر گوشهء او بود و فريده‌اى كه زهرهء آسمان سلطنت ، به فلك المعالى داد ، و زهره جز در قلّهء فلك كلّه نبندد ، و دور درارى جز در مجارى افلاك لايق نباشد [ 6 ] ، و حجلهء ملكات جز در حجرهء املاك موافق نيفتد . و در مجلس اين عقد از لطايف نثار و بشاير استبشار و نفايس تحف و مبارّ چيزى رفت كه تاريخ ايّام و طراز مساعى كرام شد ، و رسولان با حصول مقصود و وصول مطلوب باز گشتند ،
هامش
[ 1 ] - اس : ابو سعد الشواكى . صو : شولك . چت : ابو سعيد جولكى . متن از شع [ 2 ] - شع ، صو ، چت ، چق و متن عتبى : و راويهء حديث [ 3 ] - شع ، صو : لفق او [ 4 ] - اس : بنجيز . متن از نسخ ديگر [ 5 ] - شع ، صو : عقد نكاح [ 6 ] - شع ، صو : لايق نيايد .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 352 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني