تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
و منتظر خاتمهء كار و مآل حال بنشست . و چون لشكر ازو خبر يافتند منوچهر را بر محاربت و إزعاج او از آن نواحى تكليف كردند و او از سر ضرورت با ايشان برفت و شرّى بشرّى دفع مىكرد و آتشى بآتشى مىنشاند و چون بنزديك قابوس رسيد [ 1 ] زمين خدمت ببوسيد و پيش او بتواضعى هر چه تمامتر بايستاد و اشك از ديده روان كرد ، و با يك ديگر از حدوث آن واقعه [ 2 ] بث الشّكوى و نفثة المصدور آغاز كردند و از جانبين حقّ پدر فرزندى و صدق ضمير در محافظت جانب صواب در ميان نهادند ، و امير منوچهر پدر را گفت : اگر اجازت دهى در مدافعت قوم سر در بازم ، و جان بذل كنم ، و خويشتن را وقايهء ذات و فداى مصالح تو گردانم . شمس المعالى او را دل خوشى داد و استعطاف كرد و روى وى ببوسيد و گفت : غايت كار و نهايت حال من همين خواهد بود ، و وراثت ملك و خانه بر تو وقف است و اين كار را در حال حيات و بعد وفات من متعيّن تويى . خاتم ملك به دو سپرد و مقاليد خزاين به دو تسليم كرد بر آن قرار [ 3 ] كه شمس المعالى در قلعهء جناشك [ 4 ] بنشيند و باوراد عبادت مشغول شود و كارهاى ملك و حلّ و عقد به منوچهر باز گذارد . و شمس المعالى در عماريى بقلعهء جناشك [ 4 ] تحويل كرد با جمعى از حواشى و خدم كه بمصالح او قايم بودند . و منوچهر به جرجان آمد و بضبط امور و استمالت صدور و استعطاف جمهور مشغول شد و با آن جمع بر سبيل مدارات و تمنيت و تطميع و قيام بمصالح شريف و وضيع روزگار مىگذاشت ، و ايشان از سابقهء زلّت خويش طمأنينت نمىيافتند [ 5 ] و نفرت همه از عوادى مضرّت و غوايل معرّت قابوس نقصان نمىپذيرفت [ 6 ] و بانواع
هامش
[ 1 ] - شع ، صو : + . . . ند پسر را پيش خواند و منوچهر چون به خدمت پدر رسيد [ 2 ] - شع ، صو : + منكر [ 3 ] - شع ، صو : كرد و بر آن مقرر شد [ 4 ] - اس : خناشك . صو : خاسك . چت : چناشك . متن از شع [ 5 ] - شع : مىيافتند [ 6 ] - شع : مىپذيرفت .