تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و حال هر دو شار در خلوص اعتقاد باشباعى تمام انها كردم ، و بموقع قبول افتاد و مكان ايشان معمور شد و متوقّعات ايشان از حضرت بايجاب مقرون گشت ، و پسر او شاه شار [ 1 ] به خدمت [ 2 ] سلطان آمد و از تقريب و ترحيب بهره‌اى تمام يافت و مدّتى عزيز و مكرّم ملازم خدمت بود و او از سر شطارت و لوثهء [ 3 ] طبع حركات نامتناسب مىكرد و از سر اعتزاز [ 4 ] بعزّت ملك و اغترار بنخوت پادشاهى ، ازو سخنهاى نالايق حادث مىگشت كه در خدمت ملوك موجب تأديب و تعريك باشد ، و از جانب سلطان بر آن هفوات اغضا مىرفت و زلّات او را [ 5 ] به نظر عفو و اغماض ملاحظت مىافتاد ، تا دستورى خواست ، سلطان او را با تشريف لايق و خلعت گرانمايه گسيل كرد و به افشين كه مقرّ عزّ و مثابهء [ 6 ] مجد او بود رسيد . و برين جملت مدّتى بگذشت تا سلطان را نيّت غزوى افتاد ، خواست كه از هر طرف لشكر فراهم كند و بزيادت كثرتى قوى و مستظهر گردد [ 7 ] ، مثالى باستدعاء شاه شار [ 8 ] روان كرد و ازو حسن قيام بقضاء حقوق انعام و اكرام كه دربارهء او فرموده بود توقّع كرد . دست خذلان دامن او بگرفت تا معاذير نا مقبول و علّتهاى معلول در ميان نهاد و راه تغافل و تكاسل پيش گرفت تا عصيان او ظاهر شد ، و سلطان كار او فرا گذاشت [ 9 ] و روى بمهمّ خويش آورد ، و دشمن را جواب بازداد و از آن سفر بر مركب ظفر باز گرديد ، و مكاتبهء شاه شار از سر گرفت و او را پيش تخت خواند ، و در اثناء مثالى كه به دو اصدار فرموده بود شطرى از ايناس وحشت و ازالت عارضهء
هامش
[ 1 ] - اس : شاهسار ( ! ) متن از نسخ ديگر [ 2 ] - شع : + تخت [ 3 ] - اس : لومهء . متن از نسخ ديگر [ 4 ] - اس : و از اغترار . متن از نسخ ديگر [ 5 ] - شع و مب : زلات او [ 6 ] - اس : منابهء . متن از نسخ ديگر [ 7 ] - نسخ ديگر : و بمزيد ( چت : بزيادت ) كثرتى و قوتى مستظهر گردد . [ 8 ] - اس : باستدعاء شار . متن از نسخ ديگر [ 9 ] - نسخ ديگر : فرو گذاشت