شعر [ 1 ] :
ان كان ذاك الطّود خرّ * فبعد [ 2 ] ما استعلى طويلا
موف على القلل الذّواهب * فى العلى عرضا و طولا
قرم يسدّد لحظه فيرى [ 3 ] * القروم له مثولا
يا ناصر الدّين الّذى * رجع الزّمان به كليلا
يا صارم المجد الّذى * ملئت مضاربه فلولا
يا كوكب الاحسان اعجلك * الدّجى عنّا أفولا
لهفى على ماض قضى [ 4 ] * ألا نرى منه بديلا « 1 »
و باقى اين قصيده در اصل كتاب مسطور است [ 5 ] .
هامش
[ 1 ] - اين قصيده در چت و چق نيامده
[ 2 ] - اس : بعد . متن از نسخ ديگر
[ 3 ] - صو : فترى
[ 4 ] - اس ، صو : مضى
[ 5 ] - در نسخهء متن ( اس ) همين ابيات مذكور آمده ، و در اينجا همهء قصيده را از نسخههاى شع و صو و لد و مب با اصل قرار دادن نسخهء شع مىآوريم :ان كان ذاك الطود خر * فبعد ما استعلى طويلا( 1 ) ان كان ذاك . . . : اگر آن كوه ( كنايه است از « طايع » ) بر افتاد پس از آن بود كه مدت درازى بر افراشته و پا بر جا بود - او بر همهء قلههاى مجد و عظمت ( يعنى پادشاهان و اميران ) كه به عرض و طول به سوى بزرگى شتافتهاند برترى دارد - بزرگوارى است كه نظر مىاندازند و بزرگان را مىبيند كه در برابرش ايستادهاند ( يا موافق و فرمانبرند ) - اى يارى كنندهء دين ( يعنى طايع ) كه زمانه از او ( از درك كمالاتش ) ناتوان شد - اى شمشير مجد و عظمت كه به دم آن شمشير شكستگىها رسيد - اى ستارهء احسان كه تاريكى ، غروب ترا به تعجيل انداخت - تأسف مىخورم به شخص در گذشتهاى كه عمرش سپرى شد و به اين كه عوض و جانشينى براى او نمىبينيم .