و دو قائمهء سيمين در سر آن كشيده .
سلطان جمعى از ثقات و معتمدان حضرت بحفظ آن قلعه بازداشت و در ضمان نصرت و كنف قدرت روى با غزنه نهاد ، و چون در مقرّ عزّ و ساحت دولت خويش قرار گرفت بفرمود تا در ميان سراى او بساطى بگستردند [ 1 ] [ و آن درّهاى ستاره پيكر و يواقيت نارگون و زمرّدهاى آس رنگ و پارههاى [ 2 ] الماس تمام بريختند و وفود اطراف ] و سفيران اقطار حاضر شدند و آنچه از آن قلعهء يافته بود عرض كرد ، انگشت تعجّب در دندان گرفتند و رسول [ 3 ] طغان خان ترك حاضر بود [ 4 ] همگان اقرار كردند كه اين جنس در حوصلهء ظنون نگنجد و خزانهء قارون بعشر آن نرسد .
ذكر آل فريغون
ولايت جوزجان در مدّت ملك آل سامان ، آل فريغون را بود ابا عن جدّ ميراث رسيده ، و از سلفى بخلفى منتقل گشته و بعد همم و غور كرم و محاسن شيم ايشان از ادراك افهام و اوهام گذشته ، و اكناف و اعطاف ايشان مقصد غرباء و ادباء اطراف شده و اموال ايشان نهزهء آمال گشته و جانب خصيب ايشان مرتع و مربع اولوا الآداب [ 5 ] آمده و اسعار اشعار در بازار مروّت ايشان رواج يافته و فتوّت ايشان بجبر كسير و فكّ اسير متقبّل و متكفّل گشته ، و افاضل و اماثل جهان رضيع احسان [ 6 ] و ربيب إنعام ايشان شده ، و ابو الحارث احمد بن محمّد غرّهء دولت و جمال جملت و طراز حلّت ايشان بود ، همّتى عالى و نعمتى متوالى و كنفى رحيب و مرتعى خصيب . و امير ناصر الدين كريمهاى از كرايم او از بهر پسر خود خواسته بود و او نيز
هامش
[ 1 ] - عبارت ميان دو قلاب از « اس » افتاده است
[ 2 ] - مب : يارهاى
[ 3 ] - نسخ ديگر : رسولان
[ 4 ] - نسخ ديگر : حاضر بودند
[ 5 ] - صو ، مب :
اولوا الالباب
[ 6 ] - فقط نسخهء اس « احسان » را ندارد