سلطان پيرامن قلعه فرا گرفت و با دلى قوى و عزمى ذكى با حفظهء آن قلعه جنگ آغاز نهاد و چون آن قوم قوّت مغاوير حروب و شوكت مساعير خطوب بديدند هول و فزع مسكهء تماسك ايشان بستد و خوف و رعب عرصهء سينهء ايشان فرا گرفت ، و افعال ايشان عصابهء ادبار بر چشم ايشان [ 1 ] بست و كمند قهر در گردن همه انداخت تا بزنهار آمدند ، و بشعار سلطان مجاهرت كردند و در قلعهء بگشودند و خود را در خدمت ركاب سلطان در خاك [ 2 ] انداختند و سلطان را از فوايد آن بقعه تمرة الغراب [ 3 ] و زبدة الاحقاب روى نمود و از نفايس ذخاير و زواهر جواهر و بنات معادن و دفاين خزاين چيزى يافت كه انامل كتاب و اوارج حسّاب از حدّ و عدّ آن قاصر آيد .
و با والى جوزجان و خواصّ خويش در اندرون قلعه رفت و هر دو حاجب خويش را آلتونتاش و اسغتكين [ 4 ] بحراست خزاين زر و سيم و ديگر رغايب بازداشت و بذات خود بحفظ خزانهء جواهر قيام نمود و جمله بر پشت رجال و أجمال نقل كرد ، و آنچه در ضبط كتّاب و حسّاب آمد هفتاد هزار بار هزار درم شاهى بود و هفتصد [ 5 ] هزار و چهار صد من زرينه و سيمينه ، و از اصناف جامهاى ششترى [ 6 ] و رومى و روسى [ 7 ] و سوسى و ديگر انواع چندان بود كه پيران دولت و دبيران حضرت از ضبط آن عاجز آمدند ، و معترف شدند كه مثل آن جامها در حسن صنعت و تلطيف تفويف نديده بودند .
و در جملهء موجودات يك خانهء بزرگ بود از سيم ساخته سى گز طول و پانزده گز عرض بتختهاى عريض ترتيب داده و بعلاقهها [ 8 ] محكم كرده چنان كه جمع و تفريق و طىّ و نشر و حطّ و نصب آن آسان بودى و شراعى از ديباى رومى به دو قائمهء زرين
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : چشم همه
[ 2 ] - اس « در خاك » را ندارد
[ 3 ] - اس ، مب ، صو : ثمرة الغراب . متن از « شع » و فتح الوهبى 2 : 97 . رك : تعليقات
[ 4 ] - چنين است در « اس » . مب : اسقتكين . صو : سغتكين
[ 5 ] - شع ، مب : هفتصد
[ 6 ] - نسخ ديگر : تسترى
[ 7 ] - نسخ ديگر « روسى » را ندارند
[ 8 ] - نسخ ديگر : بعلاقات