تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
صورت اين ملمّ فرو نشست ، عزم مناهضت نواسه شاه مصمّم كرد [ 1 ] و او يكى بود از اولاد ملوك هند كه سلطان بعضى ممالك كه از كفّار ستده بود و شعار اسلام در آن ظاهر كرده به دو سپرده بود و زمام آن نواحى بدست امانت وى داده و بر وى اعتماد كرده و او را بنيابت و خلافت خويش در آن ديار بگذاشته ، و او از ربقهء دين و خلعت اسلام بيرون آمده و برداء كفر مرتدى شده و مرتدّ گشته ، از مقام خويش بيك ركضت بر سر او تاخت [ 2 ] [ و او را منزعج و منهزم از آن خطّه بيرون انداخت ] و آن ولايت ديگر بار ببهجت ملك و رواء سلطنت او آراسته شد ، و اين دو فتح عظيم و دو كار جسيم برهانى ساطع و حجّتى قاطع بود بر علوّ جاه سلطان و كمال اقبال و تأييد الهى و مدد لطف سماوى . و در كنف نصرت و دولت روى با دار الملك غزنه نهاد ، و
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 1 » .

ذكر فتح قلعهء بهيم نغر [ 3 ]

سلطان بعد ازين دو فتح نامدار بر قصد استراحت و نيّت استجمام بدار الملك غزنه آمد تا چند روز بياسايد و جياد و اجناد را آسايش دهد . پس چون فلك سكون خويش در حركت يافت و چون سيّاره [ 4 ] آسايش در سفر ديد ، و طبيعت او در اختيار حدود قواضب بر خدود كواعب و ايثار سيوف و عوالى بر شنوف و غوالى و إعراض
هامش
[ 1 ] - اس « مصمم » را ندارد . چق : مناهضت سكپال كه او را آبسار مىناميدند مصمم كرد [ 2 ] - عبارت ميان دو قلاب از « اس » افتاده است [ 3 ] - چنين است در شع و فتح الوهبى و نسخ چاپى ، نسخ خطى ديگر : بهيم بغرا ، و در « شع » چند سطر بعد نيز « نغر » آمده است رك : حاشيهء 6 صفحهء بعد [ 4 ] - نسخ ديگر : ستاره ( 1 ) ذلك فضل . . . : آن فضل و بخشش خداست كه به هر كه خواهد دهد و او دارندهء فضل بزرگ است ( قرآن سورهء 62 « جمعه » آيهء 4 ) .