إنّ ايّامك الحسان من الرّوم * لحمر الصّبوح حمر الغبوق
معلمات كأنّها بالدّم ال . . . . * مهراق ايّام النّحر و التّشريق « 1 »
ذكر گذشتن ايلك خان از جيحون
حال موافقت و مصادقت ميان سلطان و ايلك خان قايم بود تا بدبيب عقارب فساد و تضريب مكاذب حسّاد مراير مودّت منقطع شد و نواير خصومت مشتعل گشت و ايلك خان فرصت امكان مجاهرت و مكاشرت نگاه داشت ، و چون رايات سلطان دور دست افتاد و بر حدود مولتان نهضت كرد و عرصهء خراسان از كمات دولت و حمات حضرت خالى ماند سباشى تكين [ 1 ] را كه خويش و صاحب جيش او بود با لشكرى وافر بخراسان فرستاد و جعفر تكين را برسم شحنگى بر دار الملك بلخ بگماشت .
و ارسلان جاذب والى طوس به هرات بود از جهت [ 2 ] سلطان كه چون از هر طرفى [ 3 ] وهنى حادث شود يا از جانبى خللى متولّد گردد با غزنه نشيند . از هرات رحلت كرد و بغزنه رفت و سباشى تكين [ 1 ] بهرات آمد و حسن بن نصر را باستحثاث اموال و ترويج ابواب المال به نيسابور فرستاد و جمعى از اعيان خراسان بموالات و ممالات ايشان برخاستند ، سبب امتداد ايّام غيبت سلطان و انقطاع اخبار و استخفاء آثار او و تنوّع اراجيف و تظاهر عوام بنوازع ظنون و اهواء صدور و اخبار زور [ 4 ] و اقوال غرور .
و وزير ابو العبّاس الفضل بن احمد در حفظ مسالك و ضبط اطراف ممالك از غزنه
هامش
[ 1 ] - مب : سباش تكين
[ 2 ] - نسخ ديگر : مأمور از قبل
[ 3 ] - نسخ ديگر :
از طرفى
[ 4 ] - اس : مرور . متن از نسخ ديگر
( 1 ) ان ايامك . . . همانا روزهاى نيك تو از « روم » روزهايى بود كه صبحگاه و شامگاه آنها سرخ بود ( به سبب خونهاى ريخته شده ) - آن « روزها » گويى به وسيلهء خونهايى كه در ايام نحر و تشريق ( سه روز پس از عيد قربان ) ريخته شده نشان دار شده بودند .