تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و اذالت حشمت و هتك حرمت او ملامت بىاندازه كرد و ايشان راه تبصبص و خديعت پيش گرفتند و از زبان عبد الملك بن نوح پذرفتگاريها كردند و بوفور عنايت و مزيد رعايت موعود گردانيدند و تسمّح باقطاعات و تطميع در ولايات عرضهء جان و وقايهء نفس خويش ساختند ، و امير سيف الدّوله از روى حميّت اسلام و غيرت دين جايز نشمرد بر آن فضايح اغضا نمودن و بر آن أجلاف و أغمار ابقا كردن ، نهضت فرمود و به مرو آمد تا آن سخن مشافهت رود و آن كلمات بمواجهت بپايان رسد . و آن قوم از رسيدن او [ 1 ] متحيّر شدند و انواع رعب و خوف بر مزاج ايشان استيلا يافت و از كرده پشيمان شدند ،
وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 1 » . بارى تعالى بسيف سيف الدوله انتقام ازيشان بستد و سوء افعال و قبح اعمال ايشان سبب نكال و و بال همه ساخت و همگنان را بإحاقت مكر و اذاقت غدر [ 2 ] خويش منكوب و منخوب گردانيد ،
وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ
« 2 » . فايق و بكتوزون ملواح خويش را بيرون آوردند و در مقابلهء سيف الدّوله
هامش
[ 1 ] - شع ، مب : رسيدن ركاب او [ 2 ] - شع ، مب : و اداقت غدر . ( 1 ) و لما سقط . . . : و چون پشيمان گشتند ( بنى اسرائيل ) از پرستيدن گوساله ، و ديدند كه از راه بى راه گشتند ، گفتند : اگر نبخشايد بر ما خداوند ما و نيامرزد ما را ، ناچار كه از زيانكاران باشيم و از نوميدان « كشف الاسرار ج 3 ص 736 » ( قرآن سورهء 7 « اعراف » آيهء 149 ) . ( 2 ) و كذلك اخذ . . . : چنان است گرفتن خداوند تو كه شهرهاى دشمنان به عذاب فرا گرفت و ايشان بر خود ستم كار بودند و خدا بيدادگر نبود . گرفتن خداوند تو درد نماى است سخت . ( قرآن سورهء 11 « هود » آيهء 102 ) .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 174 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني