تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
و سوء التّدبير قوم مشاهدت كرد حقيقت بدانست كه ملك بر شرف هلاك و طرف ضياع است و اين جماعت كه كافلان ملك و دولت و مدبّران حضرت‌اند نظر ايشان بر صلاح حال و تحصيل مقاصد خويش است ، روى به نيسابور نهاد تا منصب قديم خويش نگاه دارد و تشبّثى كه بنا استحقاق بشغل او حادث گشته است زايل گرداند . چون بكتوزون بر قصد و عزم او واقف شد از ره گذر سيل برخاست و نفس و مال و عدّت و عتاد و لشكر خويش را از معرض خطر بيرون برد و از نيسابور رحلت كرد و به حضرت بخارا نوشته‌اى فرستاد و صورت حال إنها كرد . امير ابو الحارث از سر سكرت جوانى و غفلت كودكى و آنكه تجربت روزگار نيافته بود و سرد و گرم ايّام نچشيده ، حوشى چند فراهم كرد و از بخارا بر صوب خراسان بعزم مدافعت و نيّت ممانعت نهضت فرمود و كوچ بر كوچ به سرخس آمد . امير سيف الدّوله دانست كه آن حركت سبب جهل و غباوت اهل تدبير و نقصان رشد ناصح و مشير است ، چه آن جمع لايق مقاومت و كفو مناوأت [ 1 ] او نبودند و همه بيك لطمه از موج بحر او متلاشى شدندى و بيك صدمه از طليعت موكب او ناچيز گشتندى ، امّا نخواست كه خارق آن حشمت و هاتك آن پرده او باشد و ناموس آن ملك بر دست او برود و حقوق اسلاف او بيك زلّت ضايع و مهمل ماند ، از معارضهء رايات او برخاست [ 2 ] و به مرو رفت و نيسابور باز گذاشت تا اين منازعت بوقتى ديگر از سر حجّتى قاطع و بيّنتى واضح و عذرى روشن تقديم كند ، كه طعن حسّاد و ملامت اضداد بدان راه نيابد و قاصى و دانى و خاصّ و عامّ او را معذور دارند و از مرورود به پل زاغول رفت و آنجايگاه فرو آمد و بتدبير كار و تفكّر در طريق صواب و صلاح حال مشغول شد .
هامش
[ 1 ] - شع : مقاوات [ 2 ] - شع : رايات او تمايل و تجافى كرد .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 172 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني