بود و انوار نجابت و تباشير اصابت بر صحيفهء روى او واضح [ 1 ] و آثار نجح و اقبال در تضاعيف حركات و سكنات او لايح ، وزارت بر ابو المظفر بزغشى [ 2 ] بر قاعدهء قديم مقرّر داشت و زمام امور و كفالت جمهور به فايق تفويض كرد ، و عبد اللّه بن غرير از قصد ناصر الدين بأعالى ما وراء النّهر افتاد [ 3 ] ، چون خبر وفات ملك نوح به دو رسيد ابو منصور اسپيجابى [ 4 ] را در زعامت جيوش خراسان طامع كرد و او را بر آن داشت كه به ايلك خان درين باب استعانت كند و مدد خواهد تا ملك خراسان براى او مستخلص گرداند . و هر دو بتقرير اين حال و تمهيد اين قاعده پيش ايلكخان رفتند ، و ايلكخان سخن ايشان مقبول داشت و با ايشان مصاحبت و مرافقت كرد ، تا سمرقند بيامد و درين ميان روزى ابو منصور با فوجى اندك از خواصّ و حجّاب و اصحاب خويش پيش ايلك خان شد و ايشان را بعلّت مهمانى باز گرفت و لشكر و حشم به ترتيب مقام و تضريب خيام مشغول شدند . بفرمود تا اسپيجابى و ابن غرير را بگرفتند و هر يك را تخت بندى محكم بر نهادند و به فايق پيغام فرستاد و او را به حضرت خويش خواند و چون پيش مجلس او رسيد قيام تمام بجاى آورد و باكرام و احترام استقبال كرد و سه هزار سوار در موكب او روان كرد ، و او را بر مقدمه بر صوب بخارا فرستاد .
چون ابو الحارث ازين حال آگاه شد متحيّر گشت و راى او از تدبير و ترتيب مصلحت وقت قاصر آمد و صواب آن شناخت كه جمهور اصحاب خويش را حاضر گردانيد و از جيحون بگذشت [ 5 ] . چون فايق به بخارا رسيد پيش تخت رفت و زمين
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، صو : و انوار نجابت و اصابت بر تباشير روى او واضح ، چت : و انوار نجابت و اصالت و مباشر ( ! ) اصابت بر تباشير صفحهء روى او واضح .
[ 2 ] - رجوع شود به حاشيهء 2 ص 152
[ 3 ] - شع : از حبس ناصر الدين خلاص يافته بود و با عالى ما وراء النهر رفته
[ 4 ] - شع : اسفيجابى
[ 5 ] - نسخ ديگر اضافه دارند : و مقر و مسكن خويش باز گذاشت .