مضوا فى مدى عامين فاختطفتهم * عقاب إذا طارت تخرّ الجوارح
و كان بنو سامان أطواد عزّة * فأضحت لصرف الدّهر و هى أباطح
أما لك فيهم عبرة مستفادة ؟ * بلى ، إنّ نهج الإعتبار لواضح
تسلّ عن الدّنيا و لا تخطبنّها * و لا تخطبن قتّالة من يناكح
فليس يفى مرجوّها بمخوفها * و مكروهها إمّا تدبّرت [ 1 ] راجح
لقد قال فيها الواصفون فأكثروا * و عندى لها وصف لعمرى صالح
سلاف قصاراها ذعاف و مركب * شهىّ إذا استلذذته فهو جامح
و شخص جميل يؤنق النّاس حسنه * و لكن له اسرار سوء قبائح « 1 »
و چون تاج مملكت و سرير سلطنت برواء انيق و لقاء بهىّ ابو الحارث منصور ابن نوح آراسته شد و او در مطلع عمر و مقتبل شباب و طراوت جوانى و صبح معانى [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - در حاشيهء اس : تذكرت
[ 2 ] - مب ، صو : معالى
( 1 ) مضوا . . . همهء اينان در مدت دو سال در گذشتند و آنان را عقاب مرگ در ربود چنان عقابى كه به هنگام پريدن او ، ساير پرندگان شكارى از ترس به زمين مىافتند - آل سامان در مناعت و بزرگوارى چون كوهها بودند ، اما حوادث روزگار مناعت را از آنان گرفت و آنها را چون زمين ( مسيل ) ساخت - آيا دربارهء ايشان براى تو پندى نيست كه از آن بهرهمند شوى ! آرى راه پند گرفتن آشكار است - از دل مشغولى به دنيا در گذر و عجوزهء دنيا را خواستگارى مكن ، زنى را كه كشندهء شوهر خود است به زنى مخواه - اميدى كه به دنيا دارى ترس از آن را جبران نمىكند ، و ناپسند و مكروه آن بيشتر است اگر بينديشى - وصف كنندگان دربارهء دنيا سخنان بسيارى گفتهاند ، اما مرا وصفى است ، به جانم سوگند كه شايستهء اوست - شراب انتهاى آن سم كشنده است و نيز اسبى خوش آيند است كه آن را لذت بخش مىشمارى اما چموش است - و نيز مانند اندام زيبايى است كه زيبايى وى براى مردم شگفتىآور است ليكن باطنى بد و زشت دارد .