قام السّعاة و كان الخوف أقعدهم * و استيقظوا بعد ما نام [ 1 ] الملاعين
لا يعجب النّاس منهم إن هم انتشروا * مضى سليمان فانحلّ الشّياطين « 1 »
ابو عيسى منجّم گويد ، شعر :
و اللّه و اللّه ما أفلحتم ابدا * بعد الوزير ابن عبّاد بن عبّاس
إن جاء [ 2 ] منكم جليل فاجلبوا أجلى [ 3 ] * او كان [ 4 ] منكم رئيس فاقطعوا راسى « 2 »
و ابو سعيد رستمى گويد ، شعر :
أبعد ابن عبّاد يهشّ الى العلى * اخو امل او يستماج جواد
أبى اللّه إلّا أن يموتا بموته * فما لهما حتّى المعاد معاد « 3 »
و ابو العباس ضبّى [ 5 ] بر در سراى او بگذشت و اين قطعه انشا كرد .
هامش
[ 1 ] - مب ، صو : بعد ما ناموا
[ 2 ] - شع ، مب : ان كان
[ 3 ] - « صو » و متن تاريخ عتبى :
ان جاء منكم وزير فاقطعوا وزرى
[ 4 ] - شع ، مب : او جاء
[ 5 ] - اس : ابو العباس بن طبى
( 1 ) قام . . . سخنچينانى كه ترس تو آنان را به جاى خود نشانده بود برخاستند و ملعونان پس از خوابيدن بيدار شدند - مردم از انتشار و جنبش آنان در شگفت نيستند زيرا سليمان در گذشت و شياطين آزاد گشتند ( سليمان كنايه از صاحب بن عباد ، و شياطين كنايه از سخن - چينان است ) .
( 2 ) و اللّه و اللّه . . . : به خدا سوگند كه پس از مرگ صاحب بن عباد هرگز رستگار نشديد - هر گاه شخص جليل و بزرگوارى از ميان شما بيايد مرگ مرا بخوانيد ، يا اگر رئيسى از شما باشد سر مرا ببريد ( مراد اين است كه ديگر شخص يا رئيسى مثل صاحب نخواهد بود ) .
( 3 ) ابعد ابن عباد . . . : آيا پس از صاحب بن عباد شخص آرزومند به بزرگوارىها و نيكىها شادمان مىشود ؟ يا از بخشندهاى بخشش خواسته مىشود ؟ - ابا كرد خداوند جز اين كه آرزومند و شخصى كه از او بخشش خواستهاند ( يا آرزو و بخشش ) با مرگ او بميرند ، و تا روز رستاخيز براى ايشان بازگشت نيست ( جود و بخشش با مرگ او از ميان مىرود ) .