تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اظهار كردن ، و سكّه و منابر بالقاب او مطرّز و منوّر گردانيدن ، و بدين خدمت به حضرت او تقرّب كردن ، و در اظهار طاعت و عبوديّت رسول فرستادن و نامه نوشتن و بنصرت و معاونت او مستظهر شدن ، كه اسلاف ملوك آل سامان عمرهاى دراز در آرزوى اين ممالك بوده‌اند و بر آن بذل بىاندازه كرده و لشكرها فرستاده و بر اميد استخلاص آن جانها فدا كرده و سرها بر باد داده و بدين مراد و آرزو نارسيده ، و ما را صفوا عفوا حاصل شد و بى تحمّل كلفتى و مقاسات شدّتى بدست آمد و مستصفى شد ، و نقد بنسيه دادن و حاضر بغايب فروختن از مقتضى عقل دور است . فايق سرباز زد و گفت : طريق ما آنست كه سبكتگين از نيسابور برفت و محمود را طاقت مقاومت ما نباشد و او به خراسان بيگانه است ، و لشكر بيگانه چون سيل باشد كه اگر چه هايل نمايد زود بگذرد و عن قريب متلاشى شود ، سحابة صيف عن قليل تقشّع « 1 » ما را به نيسابور بايد رفتن و محمود را از آن ولايت و نواحى بر انگيختن [ 1 ] و ولايت با تصرّف گرفتن و ساكت و مطمئنّ گشتن ، كه الطاف بارى تعالى در پردهء غيب است و روزگار بحوادث آبستن . شعر :
و بين ترقّى صخرة [ 2 ] و انحدارها * فكاك اسير و انجبار كسير « 2 »
و اين ساعت موسم تابستان رسيد و هواى جرجان و بىّ و عفن است و لشكرهاى
هامش
[ 1 ] - شع ، مب : بيرون تاختن [ 2 ] - اس : ناخواناست مىتوان جوبة يا جورة خواند و جوبه به معنى فضاى املس ميان دو قطعه زمين آمده است . مب : جوزه ، صو : جورة . متن از شع و چت ( 1 ) سحابة صيف . . . : ابر تابستانى است كه به زودى از ميان مىرود . ( 2 ) و بين ترقى . . . : در فاصلهء بالا رفتن تخته سنگى و پايين آمدن آن شايد آزاد شدن اسيرى يا جبران حال شكسته دلى به وقوع پيوندد .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 112 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني