تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
از اصناف الطاف و انواع كرامات حق گزارى كرد ، و هر يك بمقام معلوم خود رفت و در استصلاح كار و جمع سپاه و ترتيب سلاح و تدبير ساز و اهبت سفر سعى بليغ نمود . و ابو على چون برين حال وقوف يافت سرگشته و متحيّر گشت و خورشيد رأى او در عقدهء آن وساوس بدرجهء كسوف رسيد و خفير تدبير او در تيه تفكّر شاهراه صواب گم كرد و اين مسئله ميان اصحاب و احباب [ 1 ] خويش در شورى افكند و از انفاس هر يك اقتباسى مىكرد و در طلب مخرج از آن حادثه بهر مدخل فرو مىرفت . زبدهء استصواب و خلاصهء كلمهء همه آن بود كه با فخر الدّوله راه مؤاخات و موالات پيش بايد گرفت و مودّت او عروهء وثقى و جنّهء أتقى [ 2 ] بايد ساخت و سدّى [ 3 ] از موافقت او در پيش مخالفت ايّام بايد كشيد تا اگر عرصهء خراسان از وجود ما تنگ آيد بمهربى مبيّن و ملجأى معيّن مستظهر باشيم ، و صحيفهء دانشك [ 4 ] ايشان برين قرار و اتّفاق ختم شد . ابو على بر آن منوال برفت [ 5 ] و ابو جعفر ذو القرنين [ 6 ] را بدين سفارت تعيين فرمود و بر دست او حملى از تحف خراسان و مجلوبات تركستان به فخر الدوله فرستاد و مثل آن از بهر صاحب كافى ترتيب داد و در آن خطبت بوساطت و دلالت او توسّل ساخت . و ابو جعفر حكايت كرد كه چون آن تحف پيش صاحب [ 7 ] بردم و از زبان ابو على بر سر آن عذر خواستم در زبان من آمد كه ما در حمل اين بضاعت مزجاة به حضرت كافى الكفاة آن را مانيم كه خرما به هجر تحفه برد ، و او جواب داد كه از مدينهء رسول
هامش
[ 1 ] - شع ، مب : اصحاب و احزاب [ 2 ] - اس ، مب : ابقى [ 3 ] - نسخ ديگر : سپرى . حاشيهء چت نيز : سدى [ 4 ] - مب : داتشك . صو : مشاورت . رك : تعليقات و لغات [ 5 ] - شع ، مب : منوال پيش گرفت [ 6 ] - نسخ ديگر : ابو جعفر بن ذو القرنين [ 7 ] - شع ، مب : صاحب كافى .