تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
( و غنى لمن قنع ) يعنى اسلام چون قناعت را مىستايد و فوائد آن را بازگو مىكند ، باعث مىشود تا انسان بكم قناعت نمايد و از مردم بىنياز گردد و بقولى چون تمسّك بقواعد اسلام موجب بىنيازى از مردم مىشود چنانچه قرآن ميفرمايد ( هر كس پرهيزكار شود ، خدا راه بيرون شدن ( از گناهان و بلا ، و حوادث سخت عالم را ) بر او ميگشايد ، و از جايى كه گمان نبرد به او روزى عطا كند ) « 1 » و احتمال دارد ، مقصود حضرت از اين جمله آن باشد كه چون اسلام همه نيازهاى علمى و عرفانى و نيازهاى ديگر انسانها را بر طرف مىكند ، پس هر كه بدان قناعت ورزد از ديگر مكتبهاى فلسفى و كلامى و استحسانات عقلى و قياسهاى فقهى بىنياز است ، اگر چه اين معنى بعيد است . ( فذلك الحق ) يعنى آنچه از صفات اسلام برايت برشمردم حق است ، يا ( ذلك ) اشاره باسلام است ، يعنى چون اسلام داراى اين صفاتست پس حق ثابتى است كه تغيير نپذيرد ، يا باطل با او در نياميزد ، يا اين همان حقى است كه خداوند ميفرمايد : ( آيا مسلمانى كه بيقين ميداند كه اين قرآن به حق از جانب خدا بر تو نازل شده است ، مقامش نزد حق با كافر نابيناى جاهل يكسانست ؟ ( هرگز اين چنين نيست ) و تنها عاقلان متذكّر اين حقيقتند ) « 2 » و جمله سبيله الهدى ) استينافست ، يا حق صفت است براى اسم اشاره ، و سبيله الهدى خبر آنست ، يعنى اين دين حقى كه بهره‌ها و صفاتش را شناختى راه آن هدايت است چنانچه در تفسير اين آيه گفته شده ( آنان از لطف پروردگار خويش به راه راستند ) و گويا اين جمله بدان آيه نيز اشاره دارد ، و مقصود از هدايت راهنمائى خداست كه دست انسان را بگيرد و به مقصود برساند .
هامش
( 1 ) سورهء طلاق آيه 3 . ( 2 ) سوره رعد آيه 19 .