آوردند و نيكوكار شدند خداى رحمان آنها را محبوب ميگرداند ) « 1 »
( و زلفى لمن اقترب )
زلفى بر وزن حبلى ، قرب و منزلت ، و عنايت است ، و اقتراب بمعنى نزديكى است ، و گويا معناى اين جمله اينست كه اسلام باعث نزديكى به خدا مىشود ، براى كسى كه با اعمال صالحهاى كه دين و قوانين اسلام دستور داده ، تقرب جويد ، و در پارهاى از نسخهها
( لمن اقترن )
است يعنى با اوست و جدا نشده و گويا اين اختلاف عبارت تصحيف ( تغيير حروف و نقطه ) باشد ، و در مجالس مفيد و تحف العقول
( لمن ارتقب )
است يعنى براى كسى كه منتظر مرگ يا رحمت خدا باشد ، يا كسى كه قوانين خدا را حفظ كند و منتظر وقت عمل به آنها باشد ، و در قاموس گويد ، رقيب نگهبان و منتظر و دربان را گويند ، و رقبه مثل ترقّبه و ارتقبه ، يعنى منتظر آن شد و رقب الشيء مثل راقب ، آن چيز را حفظ كرد ، و ارتقب يعنى شرافت يافت و بالا رفت .
( و ثقه لمن توكّل )
ثقه فرد مورد اعتماد را گويند ، و توكّل عليه ، يعنى كارش را به او واگذاشت ، يعنى اسلام مورد اعتماد است براى كسى كه كارهايش را بان واگذارد يعنى در تمام كارها قوانين اسلام را رعايت كند ، پس اسلام نيرنگش نزند يا اينكه اسلام باعث مىشود ، اگر انسان كارش را به خدا واگذار كرد ، به او اعتماد نمايد ، و بوسيله اسلام بداند كه خدا او را بس است و خوب نمايندهايست .
( و رجاء لمن فوّض )
يعنى اسلام مايه اميد است براى كسى كه كارهايش را به آن يا به خدا واگذارد ، بطورى كه در جمله قبل گفتيم ، و در برخى از نسخهها رخاء با خاء است يعنى زندگى خوش ، و در نهج البلاغه و آن دو كتاب ، و راحه ضبط شده و اين روشنتر است .
( و سبقه لمن احسن )
در قاموس گويد سبق يعنى پيش رفت ، و سبق الفرس في الحلبه ، يعنى اسب ، در ميدان مسابقه پيش افتاد ، و سبق با حركت باء و
هامش
( 1 ) سورهء مريم آيه 96 .