تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
و همچون كليديستكه تمام امور بسته و مسائل مشكله با آن گشوده شود ، و همچون در است ، براى نزديك شدن به خدا و رسيدن به شهر دانش پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ( و توجب رضى الرحمن ) و خشنودى خدا بدست نيايد مگر بولايت و ضمير در ( بعد معرفته ) به امام باز ميگردد و احتمال دارد به خدا بازگردد ، و شاهد گرفتن آيه شريفه يا براى همه پنج چيز است ، يا تنها براى ولايت و اطاعت از امام عليه السّلام و در صورت دوّم يا استشهاد حضرت مبنى بر اينست كه آيه شريفه در باره ولايت ائمّه عليهم السّلام نازل شده يا اينكه اطاعت از امام ، همان اطاعت از رسول است ، زيرا پيامبر امر ميفرمايد باطاعت از امام ، يا چون امام جانشين پيامبر است ، و به قولى چون رسول در آيه شامل امام هم مىشود و اين بعيد است . ( ما كان له على اللَّه حق ) زيرا آيات نويد او را در برنگيرد چون در آن آيات مؤمنين را بپاداش بهشت نويد ميدهد ، و او از مؤمنين نيست ، پس سزاوار پاداش بر حسب نويد خدا نيست ، اگر چه مؤمنان نيكوكار نيز بر حسب اعمالشان شايسته ثواب نيستند ولى بر خدا واجب است بر حسب نويدى كه فرموده به آنها ثواب دهد ، ( اؤلئك المحسن منهم ) ظاهرا اين جمله بمخالفين اشاره دارد و مقصود مستضعفين از آنهايند ، زيرا آنها اميدوار كرم خدايند و بدين جهت فرمود بفضل رحمتش در برابر فرمايش پيش كه فرمود ( ما كان له على اللَّه حقّ ) . نتيجه اينكه مؤمنين بر حسب نويد خدا بر او حقى دارند ، ولى مستضعفين حقى ندارند ، زيرا به آنها نويد نداده بلكه فرموده يا آنان را عذاب مىكند ، يا بمحبت و لطف بر آنها بازمىگردد ، پس اگر آنها را ببهشت برد تنها بر حسب فضل اوست ، و احتمال دارد اين جمله بمؤمنين عارف و شناسا اشاره كند ، يعنى خداوند مؤمنين را به بهشت ميبرد بفضل خويش نه ، بشايستگى آنها ولى معناى اوّل روشن‌تر است . 11 - محمد بن يحيى از . . . از عيسى ، ابو اليسع روايت كند كه به حضرت