تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
اخبار ، نماز واجب ، يا نماز پنجگانه است ، و ( الزّكوه ) زكوه را نام برده زيرا خداوند نماز و زكوه را همراه يك ديگر فرموده و بر فضيلت زكوه بعد از نماز بر ساير اعمال استدلال فرموده باينكه در تمام موارد نماز و زكوه با هم هستند ، اول نماز و بعد زكوه ياد شده ، سپس براى فضيلت زكوه روايتى هم نقل فرموده كه دليل تمامى بر برترى زكوه نيست ، زيرا حج هم گناهان را ميبرد ، مگر اينكه بگوئيم حضرت ميداند كه نيروى زكوه در بردن گناهان بيش از حج است . سپس در برترى حج استدلال فرموده باينكه خداوند تارك حج را كافر ناميده ، و كيفر ترك حج را ياد نفرموده ، ولى بىنيازى خدا را ياد كرده كه دليل بر نهايت خشم خداوند است ، ( من عشرين صلاه نافله ) دلالت دارد بر اينكه آن نمازى كه برتر از حج است نماز واجب است ، و اين خود يكى از راههاى جمع بين روايات مختلفى است كه در پاره‌اى از آنها نماز را برتر از حج و در پاره‌اى حج را برتر دانسته‌اند ، بنا بر اين ميگوئيم نماز برتر از حج واجب است ، و حجّ برتر از نماز نافله است ، و شرح مطلب به يارى خدا در كتاب نماز خواهد آمد ( احصى فيه اسبوعه ) يعنى عدد طوافش را در هفت حفظ كند كم و زياد و فراموشى و ترديد نداشته باشد ( و احسن ركعتيه ) يعنى در وقت و محل خود با رعايت همه آداب و شرائط انجام دهد ( و قال في يوم عرفه و يوم المزدلفه ) يعنى در آن دو روز در فضيلت حج و آداب آن مطالبى فرمود يا در باره فضيلت آن دو روز و اعمال آنها چيزهائى فرمود ، ( فما ذا يتبعه ) در بعضى از نسخه‌ها ( بما ذا يتبعه ) ضبط شده ، يعنى خدا ، يا مكلّف ، بعد از آن چه چيز را قرار داده ، يا بايد انجام دهد ، و در محاسن ( ثمّ ما ذا ) دارد ، و ظاهرا جايى براى اين سؤال نباشد ، زيرا بعد از اينكه حضرت روزه را در شمار عبادات ابتداء ذكر فرموده ، و عبادات ديگر را از روزه برتر دانسته ، ميداند كه بعد از آن عبادات روزه است ، مگر اينكه اين سؤال مقدمه باشد براى سؤال دوّم ، يا بگوئيم چون