زراره گويد ، سپس فرمود ، بلندترين نقطه دين ، و قلّه و كليد آن و در ( ورود به ) همه چيز و خشنودى خدا ، پيروى از امام است بعد از شناخت او ، خداوند عز و جل ميفرمايد : ( هر كه رسول را اطاعت كند ، خدا را اطاعت كرده ، و هر كه مخالفت كند ( كيفر مخالفتش با خداست و ما ترا بنگهبانى آنها نفرستاديم ) « 1 » بدان اگر مردى شبهاى عمرش را بايستد و نماز بگزارد و روزها روزه گيرد ، و همه دارائيش را صدقه دهد ، و در تمام عمر هميشه خانه خدا را زيارت كند ، و ولايت ولىّ خدا را نشناسد ، تا وابسته به او شود و كردارش براهنمائى او باشد ، در پاداش اعمال حقّى بر خدا ندارد ، و از اهل ايمان نباشد ، سپس فرمود ، آنانند نيكوكارانشان كه خدا آنها را بفضل رحمت خود ببهشت ببرد ، ( مقصود از آنهائى كه بفضل خدا ببهشت ميروند مستضعفين از اهل خلاف هستند ) « 2 » .
بيان :
( الولاية افضل )
شكى نيست در اينكه ولايت و اعتقاد به پيشوائى ائمّه عليه السّلام و اعتراف به آن از اصول دين است ، و از همه عبادات بدنى برتر است
( لانها مفتاحهنّ )
يعنى درهاى شناسائى امور ديگر بوسيله ولايت گشوده مىشود ، يا اينكه كليد قبولى آنهاست .
( و الوالى ) يعنى امام برگزيده از سوى خدا ، راهنماى بر آن عباداتست از سوى خدا مردم را بر آداب و احكام آن عبادات ، راهنمائى مىكند و ( العود ) چوبيست كه خانه بر آن مىايستد و ممكن است حضرت دين را بخيمهاى تشبيه فرموده و براى آن عمود يعنى ستون خيمه ثابت فرموده بنحو استعاره تخييليّه و بالكنايه ، پس چون عمود خيمه از بين برود ، ديگر از پارچه خيمه و ريسمانها و ميخهاى آن بهره نبرند ، همچنين با ترك نماز ساير اجزاء دين فائده ندارد چنانچه در اخبار ديگر تصريح فرمودهاند ، و مقصود از نماز بر حسب پارهاى از
هامش
( 1 ) سورهء نساء آيه 80 .
( 2 ) كافى ج 2 ص 18 و محاسن ص 286 و تفسير عياشى ج 1 ص 191 .