تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
آگاهى بر ضمير افراد كار مشكلى است و فقط خدا از آن با خبر است ، ولى در نزد خدا ، مسلمان كسيست كه ، دلش همراه زبانش باشد چنانچه ميفرمايد ( راستى دين ، نزد خدا اسلام است ) « 1 » با توجه باينكه دين ، بدون اخلاص و حقيقت نخواهد بود چنانچه ميفرمايد و ( در كتب آسمانى ) امر نشدند مگر اينكه خدا را باخلاص كامل در دين پرستش كنند ، تا آنجا كه ميفرمايد ، اينست دين درست ) « 2 » . بنا بر اين اسلام بدون اخلاص نخواهد بود ، بدليل اينكه در آيه ، اسلام را با الف و لام معرفه ذكر فرموده و از نظر ادبى ، اسلام را منحصر فرموده در دين خالص ، پس گويا معنى اينست : ( البتّه خدا بهتر ميداند ) كه اسلام نيست مگر آنچه كه نزد خدا دين است ، مثل اينكه بگويد زيد العالم يعنى زيد دانا كه غير از او دانائى نيست ، و فرق است بين اينكه بگويند الدين المخلص ، اسلام ( يعنى دين خالص ، اسلام است ) يا بگويند الدين المخلص هو الاسلام ( يعنى دين خالص ، فقط همان اسلام است ) چنانچه قبلا گفتيم . پس معلوم شد كه اسلام زبانى ، نزد خدا اسلام حقيقى نيست ، و سخن ما هم در چيزيست كه نزد شارع اسلام و ايمان شمرده شود نه نزد ما بطورى كه در يك زمان با كفر كه ضدّ اوست جمع نشود ، و اقرار زبانى تنها با كفر جمع مىشود ، پس اسلام حقيقى نيست ، و شايد سرّ اينكه خداوند ، اسلام اعراب را بگفته خودشان محوّل فرموده همين باشد ، چنانچه قبلا اشاره شد . اگر بگوئيد : در صورتى كه اسلام اعراب ، نزد خدا اسلام نباشد ، پس خداوند آنها را بدروغ گفتن واداشته چون ميفرمايد بگوئيد مسلمانيم ، و اين از خدا محال است . در پاسخ گوئيم : خداوند به آنها فرمان ارشادى داده و به آنها راه نشان
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران آيه 19 . ( 2 ) سوره بينه آيه 5 .