تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
يا مسيح پسر خداست ، و نيز ميفرمايد ( اى اهل ايمان حرام مكنيد طعامهاى پاكيزه‌اى كه خدا براى شما حلال نموده و ستم مكنيد كه خدا ستمكاران را دوست نميدارد ) « 1 » و پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد آن سروران نادانى بر خود گماشتند و از آنها پرسش شد ، ندانسته فتوى دادند و گمراه شدند و نيز گمراه نمودند . و هر كه دعوت را دريافته و به زبان و دل ، با بصيرت و بينائى و پيروى از امام يا نايب درست او پذيرفته ، ولى همه دستورات و نواهى را انجام نميدهد ، بلكه بپاره‌اى از آنها عمل مىكند ، و بقبح كردارش معترفست ، ولى به جهت غلبه نفس و خواسته دل ، گرفتار شده او فاسق ، گناهكار است ، و فسق با اصل ايمان منافات ندارد ، ولى با ايمان كامل نميسازد و گاهى به اين مرحله نيز كفر ، و نبود ايمان اطلاق مىشود ، وقتى كه واجبات بزرگ را رها كند يا گناهان بزرگ را انجام دهد چنانچه در قرآن ميفرمايد ( و مردم را حج و زيارت آن خانه واجب است بر هر كسى كه توانائى براى رسيدن بدان جا يافت و هر كه كافر شود تنها به خود زيان رسانيده كه البتّه خدا از اطاعت خلق بىنياز است ) « 2 » و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد ، زناكار در حال زنا مؤمن نيست ، جهتش آنست كه ايمان چنين فردى اصل عذاب و ورود در آتش را از او بر طرف نسازد ، اگر چه مانع از جاويد بودن در آتش هست ، و چون در اين موارد ايمانش سودى ندارد ، پس گويا ايمان ندارد . و تحقيق مطلب آنست كه اگر آن واجبى را كه ترك كرده يكى از اصول پنجگانه‌اى باشد كه بنياد اسلام بر آنهاست ، يا گناهى كه انجام داده يكى از گناهان بزرگى است كه شارع نهى فرموده چنين كسى تا وقتى واقعا توبه نكند يا توبه را به خود تلقين ننمايد از اصل ايمان بيرونست ، زيرا چنين كارى با باور دل هم‌آهنگ نيست ، پس كافر است بكفر استخفاف ، و سبك شمردن احكام خدا ، و هر روايتى
هامش
( 1 ) سورهء مائده آيه 87 . ( 2 ) سورهء آل عمران آيه 97 .