تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
مسأله 11 - اگر با قمر مصنوعى به خارج جاذبهء زمين سفر نمايد پس لامحاله در آنجا وزنى ندارد ، بنا بر اين اگر ايستادن بر سطح داخلى به طورى كه پاهايش به سوى زمين باشد ، ممكن باشد بايد در حالى كه جهت قبله را رعايت مىكند نماز بخواند و گرنه به صورت معلّق بين فضا نماز مىخواند ، پس اگر با اين حال ممكن باشد كه پاهايش به زمين باشد بايد چنين نماز بخواند و گرنه به هر صورتى كه برايش ممكن است و نماز در هيچ حالى ترك نمىشود . و در تمام احوال قبله يا طرف نزديك‌تر به قبله را رعايت مىكند . و با جهل به آن به چهار طرف نماز مىخواند . مسأله 12 - اگر سوار قمر مصنوعى شود پس دور زمين را در يك روز و شب ، ده مرتبه دور بزند پس در هر دورى داراى شب و روز است ، بنا بر اين آيا در هر دورى از آن ، نمازهاى پنج‌گانه بر او واجب است يا واجب نيست مگر پنج نماز در تمام دورهاى او كه موافق يك روز و شب زمين است ؟ ظاهراً دومى مىباشد ؛ ليكن از مراعات طلوع و غروب نسبت به خودش ، چاره‌اى ندارد ، پس نماز صبح را قبل از يكى از طلوع‌ها و نماز ظهر و عصر را بعد از ظهر يكى از روزها و نماز مغرب و عشا را در يكى از شب‌ها مىخواند . و مىتواند نماز ظهر را در ظهر يك روز و نماز عصر را در روز ديگر بعد از ظهر و نماز مغرب را در يكى از شب‌ها و نماز عشا را در شب ديگرى بخواند . بنا بر اين آيا او مىتواند نماز ظهر را وقت ظهر سپس نماز مغرب را وقت غروب پس از آن نماز عصر را در وقت ظهر روز ديگر و نماز عشا را در شب ديگرى بخواند پس نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا در همديگر تداخل مىنمايند ؟ اين بعيد نيست ؛ ليكن احوط آن است كه به اين كيفيت نماز خواندن را ترك نمايد ، بلكه احوط آن است كه در صورت امكان ، ظهر و عصر را در يك روز و مغرب و عشا را در يك شب بخواند . مسأله 13 - اگر زنى سوار هواپيمايى شود كه مساوى حركت زمين دور مىزند و سير آن مخالف گردش زمين است پس خون ببيند و به اندازهء سه روز از روزهاى ما استمرار پيدا كند ليكن اين مدت نسبت به او مثلًا اول طلوع آفتاب باشد ، ظاهر آن است كه خون او محكوم به حيض بودن است ، پس معيار استمرار داشتن خون است در اين مدت نه روشنايى روزها ( تاريك شدن و گذشتن روزها اعتبار ندارد ) . و همچنين است اگر زن در