مسأله 9 - اگر بچه به واسطهء علاج ( دستكارى ) ، قبل از مدت اقل حمل ، متولد شود ، مانند اينكه از سير طبيعىاش به واسطهء بعضى از اشعهها ، سرعت بيشترى پيدا كند ، يا بعد از مدت بيشترى به واسطهء منع از سير طبيعىاش و كند نمودن آن ، متولد شود بچه به پدرش ملحق مىشود بعد از علم به اينكه از نطفهء او مىباشد . و اگر چنين تولدى به جهت ضعف اشعهء خورشيد و تغيير طبيعت زمين ، طبيعى شود فرزند به فراش ملحق مىشود ، حتى در صورت شك . و همچنين اگر در بعضى از مناطق طبيعى اكثر الحمل يا اقل الحمل بر خلاف مناطق ما باشد در صورت امكان حكم به الحاق فرزند مىشود و با مناطق ما مقايسه نمىشود .
مسأله 10 - اگر حمل در حالى كه علقه يا مضغه است يا بعد از دميده شدن روح ، از رحم زنى به رحم زنى ديگر منتقل شود ، پس در رحم اين زن نشو نمايد و متولد شود ، آيا فرزند زن اولى است يا دومى ؟ بدون شبهه در صورتى كه بعد از كامل شدن خلقت او و دميده شدن روح به او باشد از اولى مىباشد ، چنان كه اشكالى در اين نيست در صورتى كه بيرون آورده شود و در رحم مصنوعى قرار بگيرد و در آن رشد كند . و اما اگر قبل از آن ، در حالى كه مثلًا مضغه است بيرون آورده شود در آن اشكال است . البته اگر ثابت شود كه نطفهء زوجين منشأ بچه مىباشد ، ظاهر آن است كه به آنها ملحق مىشود ، چه به رحم زنى منتقل شود يا به رحم مصنوعى .
و از جملهء آنها تشريح و ترقيع است
مسأله 1 - تشريح ميت مسلمان جايز نيست ؛ پس اگر چنين كرد ، در قطع سر و جوارح او ديه مىباشد ، كه در ديات ذكر كرديم . و اما تشريح غير مسلمان - ذمّى باشد يا غير آن - جايز است و ديه ندارد و همچنين گناهى در آن نيست .
مسأله 2 - اگر تشريح غير مسلمان جهت آموزشهاى پزشكى ممكن باشد ، تشريح مسلمان جايز نيست ، اگر چه حيات مسلمان يا گروهى از مسلمين ، متوقف بر آن باشد .
پس اگر چنين كند با اينكه تشريح غير مسلمان ممكن است ، گناه كرده و بر او ديه مىباشد .