تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
كه جائفه اختصاص به سر دارد ؛ پس جائفه از شجاج است ، ولى اظهر خلاف آن مىباشد . و اگر كسى بر او جائفه وارد كند و ديگرى مثلًا كاردش را در جرح داخل نمايد و چيزى زياد ننمايد بر دومى فقط تعزير است . و اگر باطناً يا ظاهراً آن را وسيع نمايد در آن حكومت است . و اگر در باطن و ظاهر آن را وسيع كند به طورى كه جائفه‌اى حادث نمايد بر او ثلث ديهء كامل است كه همان ديهء جائفه مىباشد . و اگر از طرفى بزند و از طرف ديگر او بيرون آورد مانند اينكه در سينهء او فرو كند و از پشتش بيرون آورد احوط ( وجوبى ) تعدّد مىباشد . و در جائفه فرقى در وسائل آن نمىباشد حتى در سوزن دراز تا چه رسد به گلوله . مسأله 3 - اگر نافذه ( چيز فرورونده‌اى ) در چيزى از اعضاى مرد مانند پا يا دست او نفوذ كند در آن صد دينار است . و اين حكم ظاهراً به عضوى اختصاص دارد كه ديه‌اش بيشتر از صد دينار است . و اما زن ، ظاهر آن است كه در نافذه در اعضاى او ، حكومت مىباشد . مسأله 4 - در جنايت به سيلى زدن و مانند آن در صورتى كه صورت به وسيلهء آن سياه شود بدون آن‌كه مجروح و شكسته شود ، ارش آن شش دينار است . و اگر سبز شود و سياه نگردد سه دينار است . و اگر سرخ شود يك دينار و نصف مىباشد . و در بدن نصف است ؛ پس در سياه شدن آن سه دينار . و در سبز شدن آن يك دينار و نصف . و در سرخ شدن آن سه چهارم دينار است . و بين مرد و زن و صغير و كبير و همچنين بين اجزاى بدن ؛ ديه مقرّرى داشته باشد يا نه ، رنگ تمام صورت را گرفته باشد يا نه ، اثر آن مدتى باقى بماند يا نه ، فرقى نيست . البته اگر لطمه در سر باشد ظاهر آن است كه به حكومت تعيين مىشود . و اگر جنايت آن را متورم كند بدون آن‌كه رنگش تغيير يابد پس حكومت ثابت مىباشد . و اگر هر دو را ( تغيير رنگ و تورم ) حادث كند ظاهر آن است كه ديه مقدر و حكومت هر دو ثابت است . مسأله 5 - هر عضوى كه مقدار ديه‌اش معيّن است در فلج شدن آن ، دو ثلث ديه‌اش مىباشد مانند دو دست و دو پا . و در قطع آن بعد از فلج بودن ثلث ديهء آن مىباشد .