تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
و گرسنگى و بىهوشى و پيدا شدن مرض‌ها هر صنفى از آن‌ها . مسأله 4 - ارش و حكومتى كه به معناى ارش مىباشد فقط در مواردى مىباشد كه اگر معيب به صحيح مقايسه شود نقصى در قيمت باشد ، پس مقدار تفاوت ، همان ارش و حكومتى است كه به معناى ارش است . و اما اگر در موردى فرض شود كه جنايت موجب نقص به اين معنى نمىشود و در شرع ، تقديرى براى آن نيست مثل اينكه انگشت زيادى او را قطع كند ، يا بر او جنايتى وارد شود و بويايى او را ناقص نمايد ، و در تقويم بين مورد جنايت و غير آن فرقى نباشد ، چاره‌اى از حكومت به معناى ديگر نمىباشد و آن حكومت ، حكومت قاضى است به آنچه كه مادهء نزاع را از ريشه بكند ؛ يا به امر نمودن بر مصالحه ، يا تقدير او بر حسب مصالح ، يا تعزير او .

مقصد سوم : در جراحت سر و ساير جراحت‌ها

« شجاج » - به كسر شين - جمع « شجّه » - به فتح شين - مىباشد . و اين شجه جرحى است كه اختصاص به سر دارد . بعضى گفته‌اند كه بر جرح نمودن صورت هم اطلاق مىشود ، ولى بعد از آن‌كه حكم سر و صورت يكى است ، ثمره‌اى در آن نمىباشد .

و شجاج اقسامى دارد :

اول - « حارصه » با حرف‌هاى بىنقطه ؛

كه در نص ، از آن به « حرصه » تعبير شده است . و حارصه آن است كه پوست كنده شود - مانند خراشيدگى - بدون خون آوردن . و در آن يك شتر مىباشد . و اقوى آن است كه حارصه از نظر موضوع و حكم ، غير از داميه مىباشد . و مرد و زن در حارصه و در نظاير آن و همچنين صغير و كبير ، مساوى مىباشند .

دوم - « داميه »

و داميه آن است كه جراحت ، مختصرى داخل گوشت مىشود و با آن ، خون بيرون مىآيد ، خواه خون آمدن كم باشد يا زياد بعد از آن‌كه مختصرى در گوشت داخل شود . و در داميه دو شتر مىباشد .

سوم - « متلاحمه »

و متلاحمه آن است كه زياد در گوشت داخل شده باشد ، ليكن به مرتبهء بعدى كه سمحاق است نمىرسد . و در متلاحمه سه شتر است . و « باضعه » همان متلاحمه مىباشد .