مسأله 5 - اگر حسّ چشايى برگردد ديه برگردانده مىشود . و احوط ( استحبابى ) مصالحه است .
ششم - بعضى گفتهاند ، اگر جنايتى بر او وارد شود ، پس انزال بر او متعذر شود ،
در آن ديه مىباشد . و همچنين است اگر حامله نمودن بر او متعذر گردد . و همچنين است اگر التذاذ به جماع بر او متعذر شود . ولى در همهء اينها اشكال است و اقرب ثبوت حكومت است ؛ البته در انقطاع جماع - يعنى در صورتى كه جنايت سبب انقطاع اصل جماع و عدم قيام آلت او گردد - احتياط ترك نشود .
هفتم - بنابر اقوى در سلس بول اگر دائمى باشد ديهء كامل است ،
و احوط ( وجوبى ) اين است در صورتى كه تمام روز ادامه داشته باشد ، چنان كه احوط ( وجوبى ) در جايى كه تا نصف روز است ، دو ثلث ديه و در جايى كه تا بلند شدن آفتاب است ، ثلث ديه مىباشد و در ساير قسمتهاى زمان ، حكومت ثابت است . و منظور از دوام يا تمام روز يا بعض آن ، اين است كه در تمام روزها اينچنين باشد ؛ و اگر در بعضى از روزها چنين باشد و خوب شود ، در آن حكومت است .
هشتم - در زايل شدن صدا به طور كامل ، ديهء كامل است .
و اگر نقص بر صدا وارد كند مثل اينكه در بينى حرف بزند يا صدايش خشن شود ، ظاهراً ارش ثابت مىباشد . و منظور از زايل شدن صدا اين است كه نتواند به جهر ( بلند ) حرف بزند و اين با توانايى او بر اخفات ( آهسته حرف زدن ) منافاتى ندارد .
مسأله 1 - اگر بر او جنايتى بكند پس تمام صدا و تمام نطقش از بين برود بر او دو ديه مىباشد .
مسأله 2 - اگر صداى او نسبت به بعضى از حروف از بين برود و نسبت به بعضى ديگر باقى بماند ، در آن احتمال حكومت است . و احتمال تقسيم آن نيز مىرود ، همان طورى كه در اصل سخن گفتن گذشت ، ولى احوط ( وجوبى ) مصالحه است .
مسأله 3 - در تلف شدن و از بين رفتن منافعى كه ديهء معينى براى آن تعيين نشده مقدار به حكومت تعيين مىگردد مثل خوابيدن و قوه لامسه و پيدا شدن ترس يا رعشه و تشنگى