عادل از اهل خبره ، ممكن باشد كه همان است و گرنه بعيد نيست كه به قسمها استظهار شود و حاكم به آنچه كه از حكومت ، يا ارش صلاح مىبيند ، قضاوت مىكند .
مسأله 3 - اگر اثبات مقدار نقص به آزمايش و مقايسه به شامهء هم سنهاى او ممكن باشد - چنان كه در بينايى و شنوايى چنين بود - قول به آن بعيد نمىباشد .
مسأله 4 - اگر بويايى قبل از اداى ديه عود كند ، ارش دارد . و اگر بعد از آن عود كند در آن اشكال است كه بايد به مصالحه تخلص شود . و اگر قبل از انقضاى مدت بميرد و عود نكند ، ديه ثابت است .
مسأله 5 - اگر بينى را قطع نمايد پس حسّ بويايى از بين برود دو ديه مىباشد . و همچنين است اگر بر او جنايتى كند كه بويايى را از بين ببرد بر او با ديه زايل شدن آن ، ديهء جنايت هم هست . و اگر ديه مقدرى براى آن نباشد ، پس حكومت ثابت است .
پنجم - چشايى ؛
بعضى گفتهاند كه : در آن ديهء كامل است ، ولى اين قول اگر چه بعيد نيست ليكن اقرب در آن حكومت مىباشد .
مسأله 1 - اگر تشخيص با وسايل جديد ، ممكن باشد به دو شاهد عادل از اهل خبره رجوع مىشود . در غير اين صورت اگر اختلاف نمايند و امارهاى نباشد كه موجب لوث شود پس قول ، قول جانى مىباشد . و با حصول لوث به قسمها استظهار مىشود .
مسأله 2 - اگر نقصان تحقق پيدا كند به حاكم مراجعه مىشود تا با مصالحه يا با حكومت ، مادهء نزاع را بكند . و احوط براى آنها مصالحه است .
مسأله 3 - اگر زبان او را قطع نمايد ، پس چيزى جز ديه براى زبان نيست ؛ و حسّ چشايى تابع آن مىباشد . و اگر جنايت ديگرى بر او وارد كند و چشايى او را از بين ببرد پس در چشايى ، آن چيزى است كه شناختى و در جنايت ، ديهاش مىباشد . و اگر ديهء مقدر نداشته باشد پس حكومت ثابت است .
مسأله 4 - اگر بر محل استوار شدن فك او جنايتى وارد كند پس قادر بر جويدن نباشد ، ارش دارد . و بعضى گفتهاند : ديه دارد .