اگر فقير باشد از بيت المال خرج او را مىدهند . و اگر برگردد و دفعهء چهارم دزدى نمايد و لو اينكه دزدى در زندان باشد ، به قتل مىرسد .
مسأله 2 - اگر دزدى از او تكرار شود و حدّ در خلال آنها واقع نشود ، يك حدّ كفايت مىكند ؛ پس اگر بعد از حد ، سرقت از او تكرار شود پايش قطع مىشود ، سپس اگر دزدى از او تكرار شد زندانى مىشود سپس اگر تكرار شد ، كشته مىشود .
مسأله 3 - دست چپ با وجود دست راست قطع نمىشود ؛ چه دست راست شَل باشد و دست چپ صحيح يا برعكس آن باشد يا هر دو شَل باشند . البته اگر خوف مردن به جهت قطع دست شَل باشد - با بودن احتمال عقلايى كه داراى منشأ عقلايى است ، مانند اخبار پزشك به آن - به جهت احتياط بر حيات دزد ، دست شل قطع نمىشود ؛ پس آيا در اين فرض ، دست چپ كه سالم است قطع مىشود ؟ يا در صورتى كه خوف مردن در دست راست باشد ، نه در دست چپ ، آيا دست چپ شل قطع مىشود ؟ اشبه عدم قطع است .
مسأله 4 - اگر دزد دست چپ نداشته باشد بنابر مشهور دست راستش قطع مىشود ، ولى در روايت صحيحهاى آمده است كه قطع نمىشود . و عمل بر قول مشهور است . و اگر در وقت ثبوت دزدى داراى دست راست باشد و بعد از آن از بين برود ، دست چپ او قطع نمىشود .
مسأله 5 - كسى كه دزدى كند و دست راست نداشته باشد ، بعضى گفتهاند كه : چنانچه در قصاص يا غير آن ، قطع شده باشد و دست چپ داشته باشد ، دست چپ او قطع مىشود ؛ پس اگر دست چپ هم نداشته باشد پاى چپ او قطع مىشود . پس اگر پاى چپ نداشته باشد چيزى بيشتر از زندان بر او نيست . ولى اشبه در همهء اينها سقوط حدّ و انتقال به تعزير مىباشد .
مسأله 6 - اگر جارى كنندهء حد ، دست چپ او را با علم به حكم و موضوع قطع نمايد بر او قصاص مىباشد و قطع دست راست او به واسطهء دزدى ، ساقط نمىشود . و اگر دست چپ او را به جهت اشتباه در حكم يا موضوع قطع نمايد بر او ديه مىباشد ؛ پس آيا قطع دست راست با آن ساقط مىشود ؟ اقوى سقوط آن است .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٢١