آنچه كه اين حدّ با آن ثابت مىشود
مسأله 1 - اين حدّ با دو مرتبه اقرار به موجب آن و با شهادت دو عادل ثابت مىشود . و اگر يك مرتبه اقرار كند قطع نمىشود ، و ليكن مال از او گرفته مىشود . و با شهادت زنها ؛ خواه جداگانه باشند يا با مردها و با يك شاهد و قسم ، قطع نمىشود .
مسأله 2 - در مقرّ ، بلوغ و عقل و اختيار و قصد معتبر است ؛ پس با اقرار بچه - حتى بنابر قول به قطع او به واسطهء سرقت - قطع نمىشود . و همچنين با اقرار ديوانه و لو ادوارى كه در دور جنونش است و همچنين با اقرار مكره و شوخىكننده و غافل و شخص خواب و ساهى و بيهوش قطع نمىشود . پس اگر با اكراه يا بدون قصد ، اقرار كند قطع نمىشود و مال ثابت نمىشود .
مسأله 3 - اگر او را با زدن و مانند آن مجبور به اقرار كند پس اقرار نمايد ، سپس عين مال را بياورد قطع ثابت نمىشود ، مگر اينكه قرائن قطعى بر سرقت او به چيزى كه موجب قطع مىشود ، قائم شود .
مسأله 4 - اگر دو مرتبه اقرار كند سپس انكار نمايد ، آيا قطع مىشود يا نه ؟ احوط ( استحبابى ) دومى است ولى ارجح اولى مىباشد . و اگر بعد از يك مرتبه اقرار ، انكار نمايد مال از او گرفته مىشود ولى قطع نمىشود . و اگر بعد از قيام بيّنه توبه نمايد يا انكار كند ، قطع مىشود . و اگر قبل از قيام بيّنه و قبل از اقرار ، توبه كند حدّ از او ساقط مىشود . و اگر بعد از اقرار توبه نمايد ، قطع حتمى است و بعضى گفتهاند كه امام عليه السلام بين عفو و قطع مخيّر است .
حدّ سرقت
مسأله 1 - حدّ دزد در دفعهء اول ، قطع چهار انگشت از مفصل اصلى انگشتان دست راست است ؛ و كف دست و ابهام براى او باقى گذاشته مىشود . و اگر دفعهء دوم دزدى نمود ، پاى چپ او از زير برآمدگى روى پا قطع مىشود تا اينكه نصف پا و مقدار كمى از محل مسح ، براى او باقى بماند . و اگر دفعهء سوم دزدى كرد به زندان ابد مىافتد تا بميرد و