كه فحص نمايد بر او واجب نمىباشد ؛ اگر چه حق فحص را دارد ، بلكه رجحان دارد . و اگر از مدعى عليه طلب بيّنهء مورد قبول در جرح نمايد و او انجام ندهد و بگويد : « راهى ندارم » يا « براى من سخت است » فحص بر او واجب نيست و طبق بيّنه حكم مىكند . و اگر منكر براى احضار جارح از او مهلت بخواهد آيا واجب است به او سه روز يا به اندازهء مدتى كه بتواند در آن احضار نمايد ، مهلت بدهد يا واجب نيست و حق حكم دارد ، يا بر او واجب است كه حكم نمايد پس اگر جارح آورد ، آن را نقض مىنمايد ؟ چند وجه است ، كه بعيد نيست مهلت دادن به او به مقدار متعارف واجب باشد . و اگر احضار آن را در مدت طولانى ادعا نمايد طبق بيّنه حكم مىكند .
مسأله 17 - اگر مدعى بر حقش بيّنه اقامه نمايد و حاكم ، عدالت آنها را نداند ، پس مدعى بخواهد كه حاكم مدعى عليه را حبس نمايد تا عدالت آنها ثابت شود بعضى گفتهاند : زندانى نمودن او جايز است ، ولى بنابر اقوى جايز نيست ، بلكه مطالبهء كفيل از او و همچنين تأمين « مدعى به » يا رهن گرفتن در مقابل مدعى به ، جايز نيست .
مسأله 18 - اگر فسق دو شاهد يا يكى از آنها در حال شهادت ، معلوم شود حكم نقض مىشود . و اگر بعد از حكم ، فسق پيدا شود نقض نمىشود و همچنين است بنابر اشبه اگر فسق آنها بعد از شهادت و قبل از حكم معلوم شود .
مسأله 19 - ظاهر آن است كه جرح و تعديل ، به طور مطلق كفايت مىكند و ذكر سبب در آنها - با علم به اسباب و موافقت مذهب او با مذهب حاكم - معتبر نيست ؛ بلكه كفايت آن بعيد نيست ، مگر اينكه علم به اختلاف مذهبشان باشد . و هر لفظى كه دلالت بر شهادت به جرح و تعديل نمايد در آنها كفايت مىكند ؛ و ضميمه كردن مانند اينكه او شهادتش مورد قبول است يا شهادتش براى من و بر من مورد قبول است و مانند اينها در تعديل و همچنين در جرح ضميمه كردن كلماتى مقابل آنچه ذكر شد شرط نيست .
مسأله 20 - اگر بينهء جرح و تعديل متعارض باشند ؛ به اينكه يكى از آنها بگويد : « او عادل است » و ديگرى بگويد : « او فاسق است » ، يا يكى از آنها بگويد : « در چنين روزى در فلان مكان شراب مىخورد » و ديگرى بگويد : « او در چنين روزى در غير آنجا بود » هر
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٤٩