تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

صفات قاضى و آنچه كه مناسب آن است

مسأله 1 - شرايط قاضى عبارتند از : بلوغ و عقل و ايمان و عدالت و اجتهاد مطلق و مرد بودن و طهارت مولد ( حلال‌زاده بودن ) و اعلميّت نسبت به كسانى كه در شهر يا نزديك آن هستند بنابر احوط ( وجوبى ) . و احوط ( وجوبى ) آن است كه داراى حافظه باشد كه فراموشى غالباً او را نگيرد ، بلكه اگر فراموشى او طورى باشد كه سلب اطمينان از او بشود ، اقوى جايز نبودن قضاوت او است . و اما در اعتبار كتابت نظر است . و احوط ( استحبابى ) اعتبار بينايى است اگر چه عدم آن خالى از وجه نيست . مسأله 2 - صفاتى كه در قاضى معتبر است ، با وجدان و شياعى كه مفيد علم يا اطمينان باشد و بيّنهء عادل ، ثابت مىشود . و كسى كه شهادت بر اجتهاد و اعلميّت مىدهد حتماً بايد از اهل خبره باشد . مسأله 3 - شرايط قضاوت ، در قاضى بايد نزد هر يك از دو طرف مرافعه ثابت باشد و ثبوت آن‌ها در نزد يكى از آن دو ، كفايت نمىكند . مسأله 4 - براى قاضى ، قضاوت نمودن به فتواى مجتهد ديگر مشكل است ؛ پس حتماً بايد طبق رأى خودش - نه رأى ديگرى و لو اينكه اعلم باشد - حكم نمايد . مسأله 5 - اگر هر كدام از مدعى و منكر ، جهت رفع خصومت ، حاكمى را انتخاب نمايند ، بعيد نيست كه در صورت مساوى بودن هر دو قاضى در علم ، اختيار مدعى مقدم باشد و گرنه احوط ( وجوبى ) ، اختيار اعلم است ؛ و اگر هر كدام از آن‌ها ، از جهتى مدعى و از جهتى ديگر ، منكر باشد ظاهر در صورت تساوى ، رجوع به قرعه است . مسأله 6 - اگر براى فردى از رعيت دعوايى بر قاضى باشد پس مرافعه را به پيش قاضى ديگر ببرد دعوايش مسموع است و بايد قاضى را احضار نمايد ؛ و اجابت آن بر قاضى واجب است . و حاكم بايد در اين قضيه ، با قاضى و مدعى او در آدابى كه مىآيد به طور مساوى عمل نمايد . مسأله 7 - براى حاكم ديگر ، تنفيذ حكمى كه از قاضى صادر شده جايز ، بلكه گاهى
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 434 | السيد الخميني