تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
مسأله 8 - در مشروعيت لعان براى نفى فرزند بين اينكه حمل باشد يا متولد شده باشد فرقى نيست . مسأله 9 - معلوم است كه انتفاى فرزند از زوج لازمه‌اش اين نيست كه از زنا باشد ؛ زيرا احتمال دارد كه از وطى شبهه يا غير آن باشد ، پس اگر مرد بداند كه فرزند به او ملحق نمىباشد اگر چه برايش جايز بلكه واجب است كه او را از خودش نفى نمايد ، ليكن براى او جايز نيست كه زن را متّهم به زنا نمايد و به فرزند زن نسبت زنا زاده بودن بدهد . مسأله 10 - اگر اقرار به فرزند نمايد ، انكار او بعد از آن ، مسموع نمىباشد ؛ چه اقرارش صريح باشد يا به طور كنايه ؛ مثل اينكه به او بشارت داده و گفته شود : « بارك اللَّه فى مولودك » پس بگويد : « آمين » يا بگويد : « ان شاء اللَّه تعالى » بلكه گفته شده اگر زوج وقت تولد او حاضر باشد و فرزند را با نبود عذر انكار ننمايد بعد از آن حق انكار او را ندارد ، بلكه اين قول به مشهور فقها نسبت داده شده است ليكن اقوى خلاف آن است . مسأله 11 - لعان فقط نزد حاكم شرع واقع مىشود و احوط ( وجوبى ) آن است كه حتى نزد كسى كه از طرف حاكم براى اين منظور منصوب هم شده ، واقع نشود . و صورت لعان اين است كه مرد ابتدا مىكند و بعد از آن‌كه زن را قذف نمود يا فرزند زن را نفى نمود ، مىگويد : « اشهد باللَّه انى لمن الصادقين فيما قلت من قذفها » يا « . . . نفى ولدها » اين را چهار مرتبه مىگويد سپس يك مرتبه مىگويد : « لعنة اللَّه علىّ ان كنت من الكاذبين » . سپس زن بعد از آن ، چهار مرتبه مىگويد : « اشهد باللَّه انه لمن الكاذبين فى مقالته من الرمى بالزنا » يا « . . . نفى الولد » سپس يك مرتبه مىگويد « انّ غضب اللَّه علىّ ان كان من الصادقين » . مسأله 12 - واجب است كه شهادت و لعن به صورت مذكور باشد ، پس اگر مرد يا زن بگويد : « احلف » يا « اقسم » يا « شهدت » يا « انا شاهد » يا لفظ جلاله را به لفظ ديگرى مانند رحمن و خالق بشر و مانند اين‌ها تغيير دهند ، يا مرد بگويد : « انى صادق » يا « لصادق » يا « من الصادقين » و لام را ذكر نكند ، يا زن بگويد : « انه لكاذب » يا « كاذب » يا « من الكاذبين » واقع نمىشود . و همچنين است اگر مرد « لعنت » را به « غضب » و زن « غضب » را به « لعنت » تبديل نمايند .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 387 | السيد الخميني