مسأله 5 - براى مرد جايز نيست كه فرزندىِ كسى را كه در فراش او متولد شده با امكان الحاق او به خودش - به اينكه به مادر او دخول كرده يا منى را در فرج يا اطراف آن به طورى ريخته كه امكان داشته باشد كه رحم ، آن را جذب نمايد و از اين زمان تا وضع حمل او شش ماه و بيشتر گذشته باشد و از نهايت مدت حمل هم نگذشته باشد - انكار نمايد ، حتى در جايى كه كسى با او زنا كرده باشد تا چه رسد به اينكه او را متّهم نمايد ، بلكه واجب است كه به فرزندى او اقرار نمايد . البته اگر علم دارد كه از او به وجود نيامده از اين جهت كه مىداند شروط الحاق به او مختل شده است ، واجب است كه او را و لو با لعان نفى نمايد - در صورتى كه به حسب ظاهر شرع ، اگر نفى او نباشد ملحق به او مىشود - تا كسى كه از او نيست به نسب او ملحق نشود ، پس بر او حكم فرزند در ارثيه و ازدواج و نگاه به محارم او و غير اينها مترتب شود .
مسأله 6 - اگر فرزندىِ كسى را كه در فراش او متولّد شده نفى نمايد ، پس اگر مىداند كه به مادر او به طورى دخول كرده كه امكان دارد فرزند با آن دخول ، به او ملحق شود ، يا به چنين چيزى اقرار كند و با اين حال او را نفى كند از او مسموع نيست و منتفى نمىشود ؛ نه با لعان و نه با غير آن . و اما اگر چنين دخولى را نداند و اقرار به آن هم ننمايد اما او را نفى كند ، خواه بدون ذكر سبب ، به اينكه بگويد : « اين فرزند من نيست » يا سبب آن را ذكر كند به اينكه بگويد : « چون من به مادر او اصلًا دخول ننمودم » يا منكر دخولى شود كه تكوّن او از آن ممكن است ، پس در اين صورت اگر چه به مجرد نفى او ، فرزند از او منتفى نمىشود ، ليكن با لعان از او منتفى مىشود به شرطى كه دخول ثابت باشد ؛ و با عدم ثبوت آن لعان مطلقا مشروع نيست .
مسأله 7 - لعان براى نفى فرزند فقط در صورتى مشروعيت دارد كه زن با عقد دائم به نكاح درآمده باشد . و اما فرزند زن متعه با نفى مرد بدون لعان منتفى مىشود ؛ اگر چه در صورت عدم علم او به انتفاى آن ، نفى او برايش جايز نمىباشد . و اگر بداند كه به او دخول نموده يا در فرج او يا اطراف فرج او منى ريخته به طورى كه امكان دارد كه فرزند از او باشد ، يا اقرار به چنين چيزى نمايد و با اين حال ، او را نفى كند ، با نفى او ، فرزند از او منتفى نمىشود و از او مسموع نمىباشد مانند زن دائمى .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 386
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٨٦