لازم است كاهش پيدا نكردند .
و اين امر با توجه به بعد زمانى زياد و فاصلهء زياد بين دو دوران ، امرى محال است و فهميدن آن و يقين به صحّت آن ممكن نيست .
بنابراين ، تفاصيل در سؤال و جواب بين يهود و مسلمين بود كه در اين زمان علماى اسلام حكم كردند كه سخن دربارهء معجزهء پيامبر ما مقدمتر و شايستهتر است از سخن دربارهء خبر مذكور و مشغول شدن به آن ، و با فرض صحت معجزهء نبوت ، علم قطعى به باطل بودن خبر پيدا مىشود .
فرق بين دو روش :
اين فرق ممكن است در موارد ديگر نيز مورد استفاده قرار گيرد از جمله : بين ما و بين كسى كه گويد : با من قبل از سخن گفتن دربارهء حكمت خداوند قديم ، از سبب و علّت دردمند ساختن اطفال سخن گوييد . زيرا وقتى روشن شد كه وجهى براى نيكو شمردن اين دردها وجود ندارد حكمت باطل گردد .
و نيز بين ما و كسى كه مثل اين كلام را دربارهء آيات متشابه قرآن مىگويد .
لكن در اينجا بحث لزوم مقدم بودن سخن گفتن از حكمت خداوند ، بر اسباب افعال و وجوه تأويل كلام ، با بحثى كه دربارهء نسخ شريعت و دلالت معجزه بيان كرديم اختلاف دارد .
زيرا حكمت خداى قديم بعنوان اصلى در نفى قبيح از افعال خداوند