اين مقدم شدن از آن جهت است كه سخن دربارهء سبب و وجه غيبت داراى گونهاى از احتمال و تعارض هست كه در روشى كه ما براى امامت حجة بن الحسن عليهما السّلام ذكر كرديم و غيبت را مبتنى بر آن ساختيم ، وجود ندارد . زيرا آن روش مبتنى بر اعتبار عقلى و براساس اقتضاى حكم عقل بود ، و اين مطلب براى كسى كه تأمّلى در آن نمايد روشن است .
تأكيد بر حفظ سير موضوعى بحث :
از ياد مبريد آنچه را كه بزرگانتان همواره بر آن اعتماد مىكنند به اينكه امور مشتبه و داراى اختلاف را به امور روشن و واضح برمىگردانند ، و امور مشتبه و داراى احتمالات را بر امور قطعى و غيرقابل اشتباه مبتنى مىسازند ، و نسبت به امور پنهان و ناآشكار با استفاده از امور واضح و آشكار حكم مىكنند ، تا آنجا كه حتى در اصول دين و فروع آن - چه آنجا كه به طريق عقلى و چه آنجا كه به طريق شرعى ثابت مىشود - همين روش را استعمال مىكنند .
پس چگونه در خصوص مبحث غيبت حضرت مهدى عليه السّلام ما را از چيزى كه هميشه سنّت و مذهب شما بوده و همواره بر آن اعتماد و اطمينان كردهايد منع مىكنيد ؟ - و از تمسك به آن روش كه در همهء مباحث مورد قبول بزرگانتان بوده باز مىداريد ؟ - اينجا اگر ترس از طولانى شدن مطلب نمىبود به همهء موارد و مسائلى كه در آنها بر همين روش اتكاء