جاودانگى شريعت يهود و نسخناپذيرى آن را باطلكنندهء نبوت پيامبر شما بدانيم ؟
و شما به چه دليلى ما را از سخن گفتن در مورد خبر پيامبرمان و راههاى درستى و استوارى آن به بحث در معجزهء پيامبر خودتان مىكشانيد و جايز نمىدانيد كه ما شما را از سخن گفتن در مورد نبوت و معجزهء پيامبرتان به بحث در مورد خبر پيامبرمان و صحت آن بكشانيم ؟
آيا اينطور نيست كه هركدام از دو مطلب اگر ثابت شود مىتواند مطلب ديگر را باطل ساخته و از بين ببرد ؟
علماى ما در جواب اين سؤال فرمودهاند : همانا سخن گفتن دربارهء معجزهء پيامبر ما ، برتر و مقدمتر بر سخن دربارهء راههاى صحت آن خبر است ، زيرا اين معجزهء پيامبر كه همين قرآن باشد وجودش به حكم ضرورت قطعا معلوم است و به حكم عقل ، ويژگيهاى آن در معجزه بودنش ، واضح و معلوم است و جاى ورود احتمالات و نزاعها و مخالفتها نيست .
امّا خبرى كه ادّعا مىكنيد چنين حالتى را ندارد زيرا درستى آن مستند به يك سلسله امور غير معلوم و غير آشكار است كه راهى هم براى علم يافتن به آنها وجود ندارد . زيرا آن عدد كثيرى كه امكان توطئه و همداستانىشان در جعل خبر وجود نداشته باشد ، بايد در نقل اين خبر و در اصل و فرع آن و در اين فاصلهء بين ما تا حضرت موسى عليه السّلام ثابت باشد ، حتى بايد علم قطعى پيدا شود به اينكه آن خبردهندگان در هيچ زمانى منقرض نشدند ، بلكه حتى از آن تعداد كه براى علمآور بودن مضمون خبر
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٤٨