حكمت غيبت و جهل به آن
سپس به كسى كه در باب « غيبت » با ما مخالفت دارد گفته مىشود : آيا اينكه غيبت در اثر اقتضاى سببى صحيح و با انگيزهء حكمتى خاص ، پيش آمده باشد ، از نظر شما ممكن است يا ممكن نيست ؟
اگر گفت : من آن را ممكن مىشمارم .
گفته مىشود : اگر آن را ممكن مىشمارى پس چگونه وجود غيبت را دليل بر عدم وجود امام زمان گرفتى ؟ با اينكه ممكن است سببى براى غيبت او در كار باشد كه هيچ منافاتى با وجود امام ندارد و تو به اين امكان عقيده دارى .
آيا اين منطق همانند منطق كسى نيست كه دردمندى كودكان صغير را بهانهاى براى نفى حكمت خداى تعالى كه آفرينندهء هرچيز است مىشمارد ؟ در حالى كه برحسب عقيدهء خود او ممكن است سببى و وجهى صحيح براى دردمندى آنان باشد كه هيچ منافاتى هم با حكمت خداوند ندارد .
و آيا با منطق كسى مطابقت ندارد كه به ظاهر آيات متشابه قرآن استناد كرده و خدا را شبيه اجسام مادى و خلقكنندهء فعل بندگان