تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

علت غيبت و جهل به آن

اما سخن از چرايى غيبت و سبب آن و وجهى كه غيبت را به وسيلهء آن مىتوان نيكو شمرد ، بعد از بيان اصولى كه ذكر شد روشن مىباشد . زيرا هنگامى كه به آن روشى كه دو اصل عقلى مذكور به آن انجاميدند ، دانستيم كه همانا امام در اين عصر فقط حضرت حجة بن الحسن عليهما السّلام است و نه جز او . و نيز دانستيم كه غايب از ديد مردم است و نمىتوانيم او را با چشم ببينيم . مىتوانيم نتيجه بگيريم كه او - با فرض عصمت و با در نظر گرفتن اينكه تكليف امامت و رهبرى در او متعيّن گرديده و بر عهدهء او واجب گرديده است - غايب نشده است مگر بخاطر سببى كه اقتضاى چنين غيبتى را داشته و مصلحتى كه انگيزهء اين پنهان بودن را ايجاد كرده و ضرورتى كه او را به اين گونه نهانزيستى وادار كرده است - اگرچه اين وجه و سبب براى ما به شكل مشخص و جزئى و با تفصيلات آن معلوم نباشد - زيرا اين گونه تشخيص و تجزيه و تفصيل ، چيزى نيست كه علم و آگاهى قطعى به آن لازم باشد . سخن دربارهء غيبت و وجه مشخص و سبب تفصيلى آن از حيث