ضبّه كفت : اوّل شصت غلام از برآىء خود بركزيد .
ابو موسى كفت : مرا بذيشان رهنمآئى كردند ، ايشان با فديه به پيش من آمدند ، و نه من فديه بستدم ، و بر مسلمانان قسمت كردم ، و ايشانرا آزاد كردم .
بعد از آن ضبّه ، ذكر هر دو قفيز كرد .
ابو موسى كفت : يك قفيز از آن من و أهل و عيال من بود ، و ايشان ميدانند كه من و عيال بذان زندكانى مىنموديم . و يك قفيز از عمّال و كاركنان و مسلمانان ديكر .
بعد از آن ذكر جاريه عقيله نام كرد .
ابو موسى كفت كه : آن كنيزكى است كه من با او صحبت ميدارم ، و مرا از صحبت داشتن با او هيچ عارى و ننكى نيست ، و مرا از آن هيچ عذرى نمىبايد خواست . « 1 »
تمامه فى المجلدة الثانية « 2 » .
* * *
هامش
( 1 ) . مصنّف تاريخ قم قضيّه شكايت و دعواى ضبّه بر عليه أبو موسى اشعرى را در اينجا ناتمام رها كرده ، و جلد نخست كتاب را به پايان مىبرد ، و ابن اعثم كوفى در « الفتوح : 1 / 285 و 286 » دنباله اين شكايت و پاسخهاى أبو موسى را به تفصيل آورده است .
( 2 ) . كذا در نسخهء اصل و ديگر نسخهها .