تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
ضبّه كفت : اوّل شصت غلام از برآىء خود بركزيد . ابو موسى كفت : مرا بذيشان ره‌نمآئى كردند ، ايشان با فديه به پيش من آمدند ، و نه من فديه بستدم ، و بر مسلمانان قسمت كردم ، و ايشانرا آزاد كردم . بعد از آن ضبّه ، ذكر هر دو قفيز كرد . ابو موسى كفت : يك قفيز از آن من و أهل و عيال من بود ، و ايشان ميدانند كه من و عيال بذان زندكانى مىنموديم . و يك قفيز از عمّال و كاركنان و مسلمانان ديكر . بعد از آن ذكر جاريه عقيله نام كرد . ابو موسى كفت كه : آن كنيزكى است كه من با او صحبت ميدارم ، و مرا از صحبت داشتن با او هيچ عارى و ننكى نيست ، و مرا از آن هيچ عذرى نمىبايد خواست . « 1 » تمامه فى المجلدة الثانية « 2 » . * * *
هامش
( 1 ) . مصنّف تاريخ قم قضيّه شكايت و دعواى ضبّه بر عليه أبو موسى اشعرى را در اينجا ناتمام رها كرده ، و جلد نخست كتاب را به پايان مىبرد ، و ابن اعثم كوفى در « الفتوح : 1 / 285 و 286 » دنباله اين شكايت و پاسخهاى أبو موسى را به تفصيل آورده است . ( 2 ) . كذا در نسخهء اصل و ديگر نسخه‌ها .