« أبو « 1 » عامر اشعرى نابينا شده بود . رسول خذا دعا كرد تا خذآىء تعالى ديكر باره روشنآئى چشم بذو ارزانى داشت ، و بدست مبارك خود جهت او عملى بساخت ، و او را بر لشكرى بسيار از مسلمانان امير كردانيد ، و در عقب طآئفه هوازن ، و قبآئل ايشان كه قصد اوطاس « 2 » و مواضع او كرده بودند بفرستاد ، و او را كفت كه : اگر ترا حادثهء افتد أبو موسى « 3 » أمير لشكر باشد .
پس ابو عامر « 4 » باوطاس بهوازن رسيد ، و بسيارى را از ايشان بكشت ، و ايشانرا بهزيمت كرد . و از مبارزان ايشان نه كس را بكشت . بعد از آن رئيسان ايشان سلمهء بن دريد [ بن ] الصّمه الجشميّ « 5 » تيرى بينداخت ، و بكاسه زانوى [ أبو عامر ] « 6 » آمد « 7 » - و بروايتى بر سر پستان او - و ابو عامر بيفتاد ، و أبو موسى رايت را برداشت .
و ابو موسى كويد ، كه : من بر سر او بايستادم ، و او را محافظت كردم ، و من از خويشان او بودم ، تا غايت كه ترسيدم ، كه از كشته شدن او مرا عيبى و عارى بود ، و بغى و ستم بذين سبب با من نسبت كنند « 8 » .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخهها : أبى عامر .
( 2 ) . اوطاس : يكى از دشتهاى سرزمين قبيله هوازن مىباشد ، كه در مشرق طائف ( جنوب شرقى مكه ) به سمت نجد است « معجم البلدان : 1 / 281 » و در اين دشت شكستخوردگان از واقعه حنين تجمع كردند ، كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله أبو عامر اشعرى را به جنگ آنان گسيل داشت .
( 3 ) . يعنى أبو موسى اشعرى .
( 4 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخهها : أبو موسى ضبط شده كه خطاست ، و أبو عامر صحيح است زيرا او امير لشكر بود و أبو موسى در ركاب او بود .
( 5 ) . بنى جشم يكى از تيرههاى قبيله هوازن مىباشد ، كه در جنگ حنين شركت داشتند .
( 6 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخهها : عمر ضبط شده كه خطاست .
( 7 ) . در « تاريخ طبرى : ج 3 / 322 » آمده است : ( قال : يزعمون أنّ سلمة بن دريد ، هو الذى رمى أبا عامر به سهم فأصاب ركبته ، فقتله ) .
( 8 ) . يعنى ممكن است كسانى كه مرا بر روى جنازه او ببينند ، تهمت زنند كه من قاتل او هستم ، و