آن زمانى تمام در آن هر دو غلام تأمّل كرد ، و تفكّر نمود ، و سعد را كفت كه : اين هر دو كوذك كيستند ؟
سعد كفت : پسران مناند .
مرد عالم كفت كه : ايشانرا چه نام است ؟
كفت : يكى را عروه ، و يكى را سكين .
مرد عالم كفت : يكى را عبد اللّه نام نه ، و آن ديكر را احوص « 1 » . بحقّ خذا سوكند كه البته ايشانرا شأنى عظيم ، و درجهء بلند خواهد بود .
پس سعد ايشانرا بدين نام نهاد »
شرقى « 2 » كويد ، كه :
« سعد بن مالك آنكسى است كه در ايّام خلافت عثمان بن عفّان بنزديك او كواهى دادند بر أمير كوفه ، وليد [ بن عقبه « 3 » ] بخمر خوردن ، تا برو حدّ شرعى براندند » .
ديكر از اشراف و وجوه اشعريان : دو پسر سعداند ، عبد اللّه و أحوص « 4 » ، و اخبار
هامش
( 1 ) . در اصل : اخوص .
( 2 ) . شرقى بن قطامى ، كه پيشتر درباره او سخن رفت .
( 3 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخهها : ( عتبه ) ضبط شده است كه خطاست ، و صحيح آن ( عقبه ) است . او وليد بن عقبة بن أبى معيط اموى است ، پدرش عقبه از سركردگان كفار مكه بود ، كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و مسلمانان را آزار فراوان داد ، و در جنگ بدر اسير شد ، و بدستور پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اعدام گرديد . وليد پس از فتح مكه مسلمان شد ، و از سوى عثمان ( كه با او برادر از طرف مادر بود ) در سال 26 هجرى به ولايت كوفه رسيد ، و در هنگام ولايت خود شبى شراب خورد ، و در همان حال به نماز صبح آمد ، و در حال مستى دو ركعت نماز خواند آنگاه رو به نمازگزاران كرده ، و گفت آيا ميل داريد چند ركعت بيشتر بخوانم ، آنگاه مردم نزد عثمان شهادت داده و او را حدّ شراب زدند . « سير اعلام النبلاء : 3 / 412 » .
( 4 ) . در نسخهء اصل : أخوص .