پس مختار با سآئب با تتمهء هفده « 1 » مرد از اهل خبرت و بصيرت بيرون آمد ، و اين سخن ميكفت :
شعر
قد علمت بيضاء حسناء الطّلل * واضحة الخدّين عجزاء الكفل
و همچنين سآئب ميكفت :
شعر
يا سائب ابن مالك يا اشعريّ * اشدد علىّ الدّرع كى لا انثنى
حسبى من العترة اولاد النّبيّ * حسبى عليّ و عليّ و عليّ « 2 »
پس مختار و آنجماعت كه با او بودند حرب كردند ، و از اصحاب مصعب جمعى را بكشتند . پس مختار و سآئب و ياران ايشانرا بموضع زيّاتين « 3 » بكشتند ، روز دوشنبه ، وقت زوال « 4 » ، چهارده روز از ماه رمضان كذشتهء « 5 » ، سنهء سبع و ستّين هجريّة « 6 » ، بعد از آنك هجده ماه سلطنت و امارت كرده بود ، ابتداى آن شب چهارشنبهء ، سيزدهم ربيع الاوّل ، سنهء ست و ستّين « 7 » . « 8 »
هامش
( 1 ) . در « تاريخ طبرى : 6 / 677 » آمده است : فخرج في تسعة عشر رجلا .
( 2 ) . اين دو بيت در نسخة ( 2 ) نيامده است .
( 3 ) . موضع الزيّاتين : يعنى جايگاه ( يا بازار ) روغنفروشان ، از نوشته طبرى « تاريخ طبرى : 6 / 678 » برمىآيد كه مختار و يارانش در زمينى به شهادت رسيدند كه بعدها در آنجا بازار روغن فروشان گرديد ، ( قال : و زعم الناس أنّ المختار قتل عند موضع الزيّاتين اليوم ) .
( 4 ) . زوال : هنگام ظهر ، كه آفتاب در ميانه آسمان است .
( 5 ) . تاريخ كوفه براقى : 358 .
( 6 ) . سال 67 هجرى .
( 7 ) . سال 66 هجرى .
( 8 ) . امروزه در جنوب شرقى مسجد كوفه ، و در زاويه شمال غربى بقعه حضرت مسلم بن