ميدادى ، و امروز چنين مىكوئى ؟
مختار كفت : بلى خذا مىبيند ، و خذاى ميداند . بدرستى كه جون من بديدم كه مصعب بن زبير بر حجاز غلبه كرد ، و مروان بر شام ، من بذيشان اقتدا كردم ، و تتبّع « 1 » نمودم ؛ و من ازين هر دو طآئفه به مردى كمتر نبودم و نيستم ، و دين من كواهى دادنست بذانك خذا يكى است ، و محمّد بنده و پيغمبر او ، كه : « مثر « 2 » دينى شهادة ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له ، و انّ محمّدا عبده و رسوله » . « 3 »
بعد از آن بقول ابن الزّبعرى « 4 » تمثّل زد ، و كفت :
شعر
كلّ بؤس و نعيم زآئل * و سواء قبر مثر « 5 » و مقلّ
و العطيّات خساس بينهم * و بنات الدّهر يلعبن بكلّ
لا تكن من بلد تكرهه * و اذا زلّت بك النّعل فزلّ « 6 »
سآئب كفت : تو امان قبول مكن ، كه او با تو بذان وفا نكند . بيرون رو تا جنك كنيم ، يا خود را خلاص دهيم ، يا كريمانه بميريم ، و شربت شهادت بنوشيم .
هامش
( 1 ) . تتبع : دنبالهروى و پيروى .
( 2 ) . در نسخهء اصل : مثري .
( 3 ) . نزديك به مضمون اين گفتگو ، ميان مختار بن أبى عبيد و سائب بن مالك اشعرى را طبرى در « تاريخ طبرى : ج 6 / 677 » آورده است ، ليكن به روايت طبرى ، مختار در اين هنگام به شعر غيلان بن سلمة بن معتّب ثقفى تمثل جست .
( 4 ) . ابن الزّبعرى ، قطبة بن زيد بن سعد بن امرىء القيس بن ثعلبة بن مالك ، يكى از شاعران دوره جاهلى ، كه سالهاى نخست بعثت را درك كرد ، و بزرگ قبيلهء قضاعه در مكه بود ، و به دشمنى و عناد با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شهرت داشت ، و حضرت را آزار فراوانى رساند ، و زبعرى نام مادر اوست كه بدان شهرت يافت . « معجم الذين نسبوا الى امهاتهم : 144 » .
( 5 ) . در نسخهء اصل : مثري .
( 6 ) . اين اشعار در نسخة ( 2 ) نيامده است و جاى آن بياض است .