مختار كفت ، كه : فردا ما را بخواهند كشتن ، و تو مردى بزرك ، و از أشراف عربى ، أمانرا قبول كن ، و نفس خود را برهان . ترا به من نسبت نيست « 1 » ، چه من كشندهترين مردمم در قصاص كردن خون حسين [ بن ] علىّ عليهما السّلم ، و بسيارى از دشمنان او بكشتهام ، تا بذان رسيد ، و بذان انجاميد ، كه از من قصاص مىكنند .
پس سآئب كفت ، كه : من اين را نيكو ميدانم « 2 » ، و با تو بذان بيعت كردهام ، كه من دست خود بذيشان ندهم ، بلكه با ايشان كارزار كنم ، تا درجهء شهادت بيابم ،
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
« 3 » ، آنجهان ازين جهان نيكوتر و بهتر است . با دشمنان خذاى ، و دشمنان رسول عليه السّلم مصابرت نكنم ، و مدارا ننمايم » .
و در روايت أبى بكر [ بن ] عيّاش « 4 » آمده است ، كه :
« چون كار بر مختار سخت شد ، امان برو عرض كردند ؛ سآئب بن مالك را كفت : تو درين چه مىبينى ؟
سآئب كفت : من چه مىبينم يا « 5 » خذاى عزّ و جل ؟ ! تو دى روز ما را بوحى خبر
هامش
( 1 ) . يعنى وضع خود را با من قياس مكن .
( 2 ) . كذا در اصل و ديگر نسخهها ، و شايد تصحيف ( نميدانم ) باشد ، و در حاشيهء نسخهء چاپى مصحح آية اللّه شبيرى آمده است : ( و شايد مراد امتناع از قبول امان را نيكو ميدانم ) .
( 3 ) . سوره الضحى : آية 4 ، و در اصل و ديگر نسخهها : ( فانّ الآخرة خير لك من الأولى ) .
( 4 ) . أبو بكر بن عيّاش بن سالم أسدى كوفى ، مشهور به شعبه ، از محدّثين متعصب اهل سنت ، كه ذهبى در ( سير أعلام النبلاء : 8 / 495 ) دوازده صفحه در تعريف و تمجيد او سخن گفته است . از سوى ديگر احتمال دارد مرا مصنّف ابن عيّاش منتوف باشد ، كه يكى از راويان أخبار وقايع قيام مختار در كوفه براى أبو مخنف بوده است ، و طبرى در تاريخ خود آن وقايع را به نقل از كتاب أبو مخنف روايت مىكند . ( نگاه كنيد به : تاريخ طبرى : 6 / 666 ، قال أبو مخنف : حدّثنى ابن عيّاش المنتوف ) .
( 5 ) . در اصل و ديگر نسخهها : با .