رجاء اللّه انقذنى * و لم اك غيره ارجو « 1 » » .
و همجنين كويد ، كه :
« چون مختار ، ابراهيم بن اشتر را بجنك عبيد اللّه [ بن ] زياد « 2 » فرستاد ، خود نيز بجانب مدائن « 3 » روانه شد ، تا خبر بپسر زياد رسيد ، كه مختار به خود نيز مىآيد ، و بذين واسطه ابراهيم [ بن ] اشتر ، عبيد اللّه [ بن ] زياد را بشكست « 4 » ، و سائب بن مالك را بكوفه خليفه و قائم مقام خود كردانيد « 5 » » . « 6 »
راوى كويد « 7 » ، كه :
« جون مصعب بن زبير از بصره روى بكوفه نهاد ؛ از برآىء محاربت و كارزار كردن ، مختار بجانب او از كوفه بيرون آمد ، و لشكر خود را با سآئب بن مالك ضم كرد ، و او را در برابر محمّد بن اشعث بن قيس كندى بداشت . و مردان كارى و دلاور ، و ديكر ياران سآئب با مصعب بودند ، تا مصعب خروج كرد ، و محمّد بن اشعث كشته آمد . و چون مصعب بن زبير مختار را در قصر كوفه محاصره كرد ، - و سآئب با مختار بود - مصعب همه اصحاب مختار را امان داد ، و كفت : شما در امانيد . سآئب قبول نكرد ، و امتناع نمود .
هامش
( 1 ) . « تاريخ طبرى : حوادث سال 66 ه ، ج 2 / 65 » و در نسخة شماره ( 2 ) اين چند بيت نيامده است ، و جاى آن بياض است .
( 2 ) . در « تاريخ طبرى : ج 6 / 660 » : عبيد اللّه بن مرجانة .
( 3 ) . در « تاريخ طبرى : ج 6 / 660 » : ( و نزل ساباط ) ، كه مقصود ساباط مدائن است .
( 4 ) . در نسخهء اصل : بشكند ، و در ديگر نسخهها : بشكست ضبط شده ، كه اين صحيح و موافق با نوشته « تاريخ طبرى : 6 / 660 » است ، كه در آن آمده : ( قد هزموا أصحاب عبيد اللّه بن مرجانة ) .
( 5 ) . تاريخ طبرى : 6 / 660 و 676 .
( 6 ) . پايان نقل مصنّف از تاريخ طبرى .
( 7 ) . مصنّف تاريخ قم اين قسمت تا پايان حوادث مربوط به مختار و سآئب بن مالك ، را از منبعى جز تاريخ طبرى بدون آن كه از آن ياد كند روايت مىكند .