پيش پسر مطيع رويد ، و او را ازين حالت كه من در آنم خبر دهيد .
پس زآئده كفت : من بكويم و تهاون « 1 » نكنم .
و سآئب كفت كه : تو نيز يا أخا همدان « 2 » بنزديك او جهت من عذر بخواه ، كه ترا در آن فائدهء بود ، و تو را در آن خير و صلاح بود .
و اسمعيل بن [ نعيم الهمدانى ] « 3 » ، از حسين بن عبد اللّه « 4 » حكايت كند ، كه او كفت ، كه :
من در نفس خود فكر كردم و كفتم : و اللّه كه اكر من پيغام سآئب را بنرسانم ، بوجهى كه او را خوشنود كردانم ، من ايمن نباشم كه بامداد كه بيرون آيد مرا هلاك كند .
من سآئب را كفتم كه : هر جه فرمآئى چنان كنم ، و بنزديك پسر مطيع از بهر تو عذر خواهى كنم ، و بذانج تو دوست دارى ، و تو خواهى تبليغ رسالت كنم .
پس از نزديك سآئب بيرون آمديم ، و بر در سرآىء او از اصحاب او جمعى بسيار بودند ، پس ما بجانب پسر مطيع باز كرديديم .
درين ميانه زآئده را كفتم : من بدانستم ، و فهم كردم ، در آن وقت كه تو اين آيت كه :
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . .
الى آخر الآيه برخواندى ، كه ترا مراد بذان چه بود . و بدانستم كه اين آيت او را از بيرون آمدن با ما در شك انداخت ، و حال آن بود كه او كار
هامش
كلمه ( نداهم ) آمده است كه همو صحيح است ، و با سياق شعر تناسب دارد ، و « ندى » در اصل به معناى باران است و به معانى گوناگونى مىآيد ، و در اين بيت به معناى شر مىباشد .
( 1 ) . تهاون : سستى .
( 2 ) . اخا همدان : يعنى اى برادر از قبيلهء همدان ، كه اشاره به حسين بن عبد اللّه برسمى همدانى است .
( 3 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخهها اين نام : ( اسماعيل بن كثير ) ضبط شده است ، ولى در « تاريخ طبرى : حوادث سال 66 » اين نام ( اسماعيل بن نعيم الهمدانى ) ضبط شده ، كه همو صحيح است ، زيرا مصنّف تاريخ قم حوادث متعلق به مختار را از تاريخ طبرى نقل كرده . و در او آمده است :
( قال أبو مخنف : فحدّثنى اسماعيل بن نعيم الهمداني ، عن حسين بن عبد اللّه . . . . ) .
( 4 ) . يعنى حسين بن عبد اللّه برسمى همداني .