تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
يعنى : حقّ سبحانه و تعالى ، ترا در سايهء رحمت خود فرود آرد ، در روزى كه هيچ سايهء نباشد ، الّا سايهء رحمت او . ديكر از مفاخر ايشان : كوره « 1 » كردانيدن حمزهء بن اليسع بن سعد [ بن عبد اللّه ] اشعرى شهر قم را ، منبر در آن بنهاد . و والى و حاكم شدن ايشان در شهر قم و قزوين . و بيرون آوردن او كاريزى بقزوين ، كه آب آن در عرصهء قزوين جارى و روانست . ديكر از مفاخر ايشان : آنك أبو الصّديم ، حسين بن على بن آدم [ بن عبد اللّه ] اشعرى ، مسجد جامع بقم - كه ميان قم و كميدانست - بنا نهاد « 2 » . ديكر آنك : يحيىء بن عمران بن عبد اللّه اشعرى « 3 » ، وسيله شد تا كافّهء عرب شمشير را حمآئل كردند ، بعد از آنك يكى از خلفاء بر عرب شمشير حمآئل كردن حرام « 4 »
هامش
( 1 ) . كوره : تقسيم‌بندى ولايتى ، و تبديل شدن شهر قم به مركز ولايتى ، كه تعدادى شهر و روستا و قصبه از لحاظ ادارى و مالى بدان وابسته‌اند . و واقعه كوره شدن قم و جدا كردن آن از ولايت اصفهان ، كه در سال 189 هجرى در دوره هارون الرشيد رخ داد ، را مصنف در فصلهاى دوم و چهارم از باب اول به تفصيل آورده است . ( 2 ) . بنا به نقل تاريخ قم در ( فصل چهارم از باب اول ) ، أبو الصّديم در سال 265 هجرى مسجد جامع قم را بنا نهاد ، كه بنا بر روايات منارهء ميدان كهنه قم تنها باقيمانده اين مسجد مىباشد ، كه تا كنون پابرجا است . ( 3 ) . يحيى اشعرى از شخصيتهاى بانفوذ ، و از اعيان اشعريان قم بشمار مىرفته ، و در قرن چهارم نام او بر روى يكى از ميدانهاى شهر قم - كه در بخش كميدان ، در نزديكى قصر و سراى او بود - قرار داشت ، و از گفته مصنّف معلوم مىگردد كه او در دستگاه خلافت بنى العباس داراى اعتبار و نفوذ بوده است . ( 4 ) . يعنى ممنوع كرده بود .