شيعت ايشان ، مذهب شيعت را پنهان ميداشتند ، و اظهار آن نمىكردند ، و تقيّه مىنمودند ؛ تا خون ايشان بناحق ريخته نشود .
ديكر از مفاخر ايشان : وقف كردن اين كروه عربست كه بقم بودند ، از ضيعتها و مزرعها و سرائها ؛ تا غايت كه بسيارى ازيشان هرچه مالك و متصرّف آن بودند ، از مال و منال و امتعه و ضياع و عقار ، بائمّه عليهم السّلم بخشيدند . و ايشان اوّل كسانىاند كه بذين ابتدا كردند ، و خمس از مالهآىء خود بيرون كردند ، و به ائمّه عليهم السّلم فرستادند .
و خلفا اين املاك را كه ايشان بدفعات وقف كردند ، بدست فراكرفتند « 1 » ، ايشان ديكر باره غير آن املاك وقف كردند ، تا آن مقدار از آن بماند كه ديلم باقطاع آن را فراكرفتند .
و خراج املاك موقوفهء ايشان به چهارصد هزار درم برسيده است .
ديكر از مفاخر اشعريان : آنك ايشان طالبيّه « 2 » را جاى و مقام دادند ؛ جون بقم رسيدند . و ضيعتها و مالهآىء بسيار بذيشان بخشيدند ، بعد از آنك خلفاء ايشانرا طلب « 3 » ميكردند ، و از وجه تقيّه ايشان را به ظاهر نمىديدند « 4 » .
ديكر از مفاخر ايشان : آنك ائمّه عليهم السّلم جمعى از اشعريانرا كرامى داشتند ، و بذيشان هدايا و تحف « 5 » فرستادند ، و بعضى را ازيشان كفنها « 6 » فرستادند ؛ مثل : أبى جرير
هامش
به رسميت شناخته ، و آنان را بر اين اعتقاد مورد اذيت و آزار قرار نمىدادند .
( 1 ) . يعنى آنها را ضبط و مصادرهء نمودند .
( 2 ) . مقصود از طالبيّة ، تيرههاى مختلف فرزندان امير المومنين على بن أبى طالب عليهما السلام مىباشند ، كه مصنّف پيشتر طى بابى به تفصيل درباره علويان مهاجر به قم سخن گفت .
( 3 ) . طلب كردن : تعقيب كردن .
( 4 ) . يعنى علويان تقيّه كرده ، و خود را در ظاهر از ديد خلفاء و عمّال آنان دور نگه مىداشتند .
( 5 ) . تحف : جمع تحفه .
( 6 ) . كفنها : جمع كفن .